نفس خستگی
حرفام بوی تکرار می دن.حرفایی که من و تو خیلی خوب می دونیم و می فهمیم.
با تمام وجودم خستگی رو احساس می کنم.خسته شدم از قانون های پیام نور(آخرین ضربه ای که از این قوانین خوردم بدجور یادم می مونه برای همیشه) خسته شدم از استادای .....(باورکن هرچه قدر فکرکردم نتونستم اون صفتی که دلم می خواد رو پیدا کنم) خسته شدم از کلاسای شلوغ از بافرهنگیه دوستانم که عزیز دل!!هرکی سرساعت رشته خودش بیاد کلاس!!خسته شدم از مزه پرونی های گریه آور همکلاسهام اونم با لهجه های نابببب(چندبار میخواستم راجع به این لهجه های ناب پست بذارم اما دل و دماغش نبود)!خسته شدم از نفهمیه (هیچ کلمه ای نتونستم پیدا کنم واقعآ ببخشید!!) بعضی از کارمندای باحالمون!
همیشه فکر میکردم آدم پشت کنکور موندن نیستم و برای همینم نموندم!من اصلآ کنکورو اونجور که بقیه به یاد دارن ندارم!من فقط یادمه که یه امتحان دادم مثل تموم امتحانایی که تو دوره متوسطه دادم!وقتی میگم یه امتحان معمولی بود برام یعنی واقعآ یه امتحان معمولی بود برام!هرچه قدر به اون موقع فکرمی کنم کمتر به خاطر میارم که من حتی یه روز یه روز رو با استرس گذرونده باشم!اما الان روزی نیست که توش استرس نباشه!از اون موقع فقط شیطنت هام یادمه همین!!می دونم که تافته جدابافته از هم کلاسی هام نیستم!اما اینو می دونم که تمام دوستانم که اون موقع به شدت کنکور رو جدی گرفته بودن و کلی هم ادعا داشتن همون جایی هستن که من الان هستم!!به همین راحتی!هنوز هم ادعا دارن و شناخته شده هم هستن.اگه اسماشونو بگم همشونو می شناسی.....
بعداز 3 سال امروز به خودم گفتم کاش یه سال پشت کنکور مونده بودم!فقط یه سال!اون موقع الان خودم رو سرزنش نمی کردم!خیلی
از دوستام انصراف دادن و رفتن البته نه به جای بهتری!!رفتن به جای راحت
تری!!خیلی هام اون موقع بهم گفتن انصراف بده اما گفتم من انصراف بده
نیستم!!چون هیچ وقت احساس خستگی نکرده بودم.
چیزی که این روزها بیشتر از بقیه چیزها آزارم میده جوکلاساست!سر یه کلاس باخودم میگفتم یعنی واقعآ جای من همینجابود!!همون لحظه هم به مقصربودن خودم رسیدم!به حرف بهترین دوستم فکر می کردم که چرا درس نمیخونی؟؟(موقع کنکور!!)و به این نتیجه رسیدم که حقم بوده!چون خودم خواستم و در واقع نخواستم!!!
یادم نمیاد از یه کاری متنفر شده باشم و همچنان به اون کار ادامه داده باشم!به راحتی رهاش کردم!من از پیام نور متنفرم!!!!اما الان نمی تونم رهاش کنم به هزاران دلیل شخصی.
حتی به این شک کردم که این همه صبرنتیجه خوبی داره یا نه!وقتی به
اطرافیان خودم نگاه می کنم از من بهتراش هم نتونستن اون کاری که میخواستن
رو برا خودشون جور کنن!شک کردم به اینکه آیا ارشد خوندن فایده ای هم داره
واقعآ!؟؟حتی شک کردم به اینکه تموم کردن همین یه سالم فایده ای داره یا
نه!!؟هنوز نتونستم انتخاب کنم بین پدر پولدار و پدر فقیرم!!هنوزم نمی دونم
کدوم درست میگن!بااینکه تموم اتفاقای اطرافم انگاری بهم نشون میدن که کدوم
درست میگن!
حرف مردم راجع به خودم هرگز برام مهم نبوده اما طرز تفکرشون راجع به موضوعات مختلف خیلی برام مهم بوده همیشه!وقتی تحصیل کرده ش نمیفهمه رشته اجرایی یا پروژه چیه!!حتی وقتی براش توضیح میدی فکرمیکنه داری فخر میفروشی یا چون چیزی نیست داری اینقدر تعریف میکنی ازش!من قراره بین همین مردم کارکنم!حالا وقتی نمی فهمن من چه کنم!؟
میدونم این شرایط رو من خودم انتخاب کردم اما همه مون به حمایت نیاز داریم!نداریم!؟
احساس می کنم از هرنظر کلاه گشادی سرم رفته.اصلآ وقتی میرم تو کلاس همه
رو با کلاه میبینم!همیشه میگن مشغول بودن خیلی بهتر از بیکاریه دیگه
نه!؟؟همیشه خیلی قشنگ سرمون کلاه میذارن.....
استادان عزیز کمتر بر سر ما منت بگذارین!!یعنی می خوام ببینم اگه مثلآ یه دانشجوی دانشگاهه(اسم نبرم بهتره) اینقدر حرف بخوره همینطور ساکت سرکلاس میشینه!؟اگه هرگز سر کلاسی به استادی حرف نزدم فقط برای اینه که مطمئنم همون دوستی که بغل دستم نشسته و ده ها نفر دیگه میزنن تو دهنم!چون هم زبون نداشتم هیچ وقت.توروخدا این پاراگراف آخروبه قضیه کلاس طراحی معماری ربط ندین من نه سرکلاسش بودم نه می دونم جریان چی بوده!من چندتا استاد دیگه رو گفتم که تا جایی که سعی دارم اصلآ کلاسشونو نمی رم.
امیدوارم این چندترم هرچه زودتر تموم شه!و اون چیزی که منتظرشم جور شه!امیدوارم جور شه!باید جورشه!امیدوارم که جور شه....فقط دوست دارم که هرچه زودتر پیام نور تموم شه!!
اینجا پیام نوراست!!
شهریه ورودی های ۸۶ مگه ۵۵ هزارتومان نیست؟؟پس چرا شده ۶۳۲۵۰ تومان!!!!!؟؟؟؟؟؟![]()
پول زوره!!؟شایدم به خاطر خدمات چندوقته اخیره!!
لیست جدید رو باورکنیم یا لیست سایت انتخاب واحدرو؟چرا باهم نمیخونه!؟
پیش نیازش پس نیازش کوفت نیازش همه چیش که فرق می کنه.
خدایا یادم نبود که اینجا پیام نور است!!!![]()
خبرای جدید
سریع میرم سراصل مطلب.جونم برات بگه که مسئولین باحال ما یه سری تغییرات جالب و نه چندان جالب در رشته اجرایی دادند که به سمع و نظر شما عاشقان جان بر لب پیام نور می رسونم![]()
۱.درس ۲ واحدی اقتصادمهندسی شد ۳ واحد.منبع این درس هم کتاب اقتصاد مهندسی نوشته مهدی اسکونژاد هست که مال انتشارات امیرکبیره.احتمالا هم اونایی که قبلآ این واحدرو گذروندن ۳ واحد براشون محاسبه میشه.یعنی حتمی همین طوره چون نمیشه یکی ۱ واحد کمتر داشته باشه اینکه خوش به حالت شد یانه بهتره یه نگاهی به نمره اقتصادت بندازی
مکانیک سیالات هم ۳ واحد شد قبلآ ۲ واحد بود.
۲.اگه یادتون باشه یه سری درسایی داشتیم ها ارزشی مهارتی یه همچین چیزایی که حذفشون کردن بعد قرار شد که جاش برامون واحدهای جدید بذارن.واحدهای جدید ایناهستن که اسمای باکلاسی دارن برخلاف درسای ارزشی
نقشه کشی تخصصی ِکاربرد نانو در مهندسی اجرایی (باید حداقل ۹۰ واحد گذرونده باشین که بتونین این درس رو بردارین ) ِطراحی فرآیند. تا جایی که من یادمه رشته های مهندسی و کارشناسی باید ۱۴۱ یا ۱۴۲ واحد بگذرونن حالا اینکه چرا ما ۱۳۹ واحد باید بگذرونیم خدا میدونه اما فکرکنم بازم این مسئولین ما سر ارقام و اعداد اشتباه کردن شایدم با دست شمردن قاطی کردن![]()
۳.مدرک ICDL
هم باید ارائه بدیم البته تعداد واحدی براش در نظر گرفته نشده.قبلآ ۴ واحد داشت.راجع به این موضوع من هییییچچچچ صحبتی ندارم دیگه.![]()
۴.برای گذروندن کارآموزی و درس زبان تخصصی و همچنین انتخاب واحد از پودمان ها حداقل۹۰واحد باید گذرونده باشین.فعلآ دور پودمان رو باید خط بکشی؟؟؟؟؟![]()
۵.فرآیند تولید حذفیاتش حذف شده و کلآ کتاب رو باید بخونی.خوش به حال من که پاسیدم
برنامه نویسی فصل شی گرا حذف شده و خوش به حال من نشد خبری هم از سرکارخانم شکوری برای تدریس این درس نیست کلا اینکه خوش به حال تویی که برنداشتی دیگه.منبع مدیریت کیفیت و بهره وری هم عوض شده.خوش به حال من نشد که 2 جلد کتاب رو مردم تا خوندم![]()
۶.عجب منبعی داره دینامیک ارتعاشات.....استاتیک مریام کرایگ کم بود دینامیکشم اضافه شد.![]()
۷.بعضی از دروس عمومی گرایش بندی شده که میتونین به انتخاب خودتون یه درس رو از یه گرایش انتخاب کنین.یعنی خوشحال شدمااا.چی بود کتاب قانون اساسی![]()
همین دیگه.خوش به حال ورودی جدیدا که خلاصه ازین تغییرای جدید کلی باحال میشن.نمره منفی روکه برداشتن میان ترم که دست استادشد بیشتر منابع که اعلام شد.کاش ۲سال دیرتر به دنیا می اومدیم حداقل الان ۲۰ سال جوون تر بودیم![]()
انتخاب واحدشروع شد!بشتابید!!
پیام نور و آنفولانزای خوکی
این اولین پستیه که بعد از امتحانات وقت کردم بزارم.آره خیلی بده که یه ماه مونده تابستون تموم شه و این اولین پسته منه تو تابستون.خودمم باورم نمیشه که این یه ماه و نصفه ای تابستون چطور و کی گذشت.
نه که نخوام بنویسم میخواستم بنویسم , بنویسم از انتخابات از بعد از انتخابات, گلایه کنم از استاد طراحی معماری ,گلایه کم از استاد برنامه نویسی, گلایه کنم از درس های ارائه شده برای ترم تابستون و و....اما فرصت نکردم وقتی هم فرصت شد دیگه اون موضوع تازگی شو از دست داده بود.
الانم اگه بخوام بنویسم موضوع زیاده: پیام نور خودمون, جریان های اخیر, آنفولانزای خوکی, سریال های آبکیه تابستون امسال و .....اما الان دیگه میدونین چطور شده؟ حداقل من که این طوریم.اینقدر موضوع های تکراری شنیدیم و دیدیم که وقتی تیتر یه مطلب رو می بینیم یا می خونیم می تونیم تا تهش رو بخونیم که نویسنده چی می خواد بگه و تموم حرفاش رو حداقل یه بار یه جا دیگه خوندیم یا دیدیم.حرف تازه ای این روزا نمیشنوم.همش تکرار و تکرار.
نمیخوام حالا که فعلآ پیام نور بینمون نیست!! راجع بهش بنویسم.باشه برای سال تحصیلی آینده.
جریان های اخیرم که نوشتن نداره!داره!؟ تلویزیون به این با حالی و به این آزادی داریم همه رو خودش پخش می کنه.همه رو! همه جریان هارو بی طرفانه تفسیر می کنه!عدالت منشانه عقیده هرکسی رو پخش می کنه!دیگه من راجع به چی بنویسم!؟
آنفولانزای خوکی....می گن این دانشجوهای پزشکی وقتی سرکلاسشون استادها راجع به بیماری های مختلف براشون صحبت می کنن یه حسی پیدا می کنن که الان خودشون اون بیماری رو دارن!اسم این حسه یه چیزی بود هرچی فکر کردم یادم نیومد!الان حکایت منه.هر بیماری ای که اپیدمی میشه تو کشور من فکر میکنم جز اون آدم هایی هستم که اون بیماری رو دارم. مخ همه رو سرویس کردم اینقدر گفتم صدام گرفته نه؟وای آنفولانزا گرفتم!هی می گن بابا والله بلا صدات همین بود!هی میگم نه!وای اون روزی که عطسه کردم نزدیک بود پشتش سکته کنم!همینه دیگه وقتی دل آدمو آب می کنن بایدم ترسید.هم چین راجع به این بیماری حرف زدن که انگاری طاعون اومده!!
من می گم متوقف کردن عمره برای آنفولانزا بهونه ست بهم می گن بیا خوبی به این مردم نیومده!آخه می خواین به عربستان یه درس حسابی واسه رفتاراش بدین چرا بیخودی مردم رو می ترسونین؟؟که حالا مثلآ فکرکنن چی هست این بیماری!به خدا با استراحت خوب می شه!تو همین فامیل ما 2 نفر گرفتن خوب شدن به خدا.تازه میگن آنفولانزای معمولی همچینم از نوع خوکی عذر میخوام نوع A کمتر خطرناک نیست.چرا وقتی بیرون یه نفر تا یه عطسه می کنه همچین نگاش می کنیم انگاری طرف پدر مادرمونو کشته یا بلانسبت مثلا خوک رو وسط جمعیت دیدیم!!!
نمی گم رعایت نکن.اما دیگه جذام بازی درنیاریم خب.تازه شاید بعدی خودت باشی.وقتی قراره 15 تا 20 میلیون نفر بگیرن از کجا معلوم که جزشون نباشی؟تازه اینا وقتی میگن 15 تا 20 میلیون نفر میگیرن احتمالآ قراره هر 70 میلیون بگیرن!البته امیدوارم شما جز اون 15 تا 20 میلیون نفر نباشین اگه بودین هم خیالی نیست یه مدت می تونی از بقیه باج بگیری و بترسونیشون که مثلآ انتقال می دم بهتاااا!واکسنشم که میاد ایشالله وقتی هر 70 میلیون گرفتن واکسنشم میاد!!حالا فکر نکنین من مثلآ خوم گرفتم که اینقدر جوش میزنم که جامعه!!منو بپذیره ها نه.ولی حس می کنم که دارم!فقط حس می کنم.همییین!!
می گم من نمی دونم این چه اصراریه که در تمام سریال های تلویزیون شبی 3 بار قبرستونو نشون بدیم؟و تو هر فیلم بین 1 تا 3 نفر بمیرن تا مردم جذب فیلم بشن.چه اصراریه که تموم بازیگرای فیلم حداقل یه هفته تو فیلم مشکی بپوشون یا اصلآ کلآ مشکی بپوشن.می دونم که دنیا فانیه و دنیا ارزش نداره و آخر کار همه همینه ولی به خدا اگه هرشبم گورستونو نشون ندین مردم ما خودشون شبی نیست که یاد مرگ نیفتن.طرف همین جوریشم وقتی قیمت گوشت و مرغ و... می بینه همون لحظه عزرائیل تنشو می لرزونه.بابا این روزها مردم دیگه از حد فکر کردن به مرگ گذشتن مردم الان آررزوی مرگ خودشونو میکنن!!پس لااقل تو فیلم 30 دقیقه ای و گاهی هم 20 دقیقه ای دیگه بیمارستان و قبرستونو لباس سیاه نشون ندیم.بذارین یه 20 مین یه 20 مین طرف زندگی کنه با فکرهای خوب.الانم که جدیدآ یاد گرفتن فیلمو از قبرستون شروع می کنن آخرشم با قبرستون تموم میشه و این وسطم هیچ کس به هیچ کس نمی رسه!!!!!
بعد اینکه ما کلآ عادت کردیم که همه چیزو به هم بچسبونیم!مثل همین سریال های تلویزیون که به زور همه چی جور درمیاد.یا بعضی آدم ها همه چیزو به خودشون می چسبونن!نمی دونم شاید از بیکاریه.ولی نرخ بیکاری که خیلی پایینه پس چرا تعداد اینجور آدم ها زیاده!!؟
یکی نبود به من بگه تو ترم پاییزو بهارو به زور میخونی ترم تابستونی گرفتنت چی بود که حالا 2 هفته به امتحانات مونده لای کتابمو باز نکردم!تا این جا نیومده بودم یاد درس نیفتاده بودم.حالا شانس آوردم اونقدر جوگیر نشده بودم که 6 واحد بردارم هرچند اگه میخواستمم نمی تونستم با این درسای مزخرفی که ارائه کردن.خدا به داد این امتحانایی که ما شهریور میدیم برسه که نمره ش کی می خواد بیاد؟؟
خدا می دونه که پست بعدیم کی میتونه باشه.کاش حداقل بعضی از روزای هفته مثلآ شبانه روزش 30 ساعت بوود که آدم به همه کاراش می تونست برسه!همش!
براتون تنی مقاوم دربرابر آنفولانزای خوکی آرزومندم.
پ.ن: کافر همه را به کیش خود پندارد...
همچنان هیس!!!؟
من به تنگ آمده ام...
من دچار خفقانم,خفقان..........
چطور باید تحمل کرد!؟بگین که چطور باید تحمل کرد!؟
اما میدونم انسانهای بزرگ به راحتی خم نمیشن!اما تا کی با این جمله ها خودمونو آروم کنیم!
هر روز متنفرتر از دیروز!
زمان امتحانات دانشگاه پیام نور در روز انتخابات تغییر نمی کند
رئیس دانشگاه پیام نور گفت: زمان امتحانات دانشگاه پیام نور در روز انتخابات ریاست جمهوری تغییر نمی کند.حسینی در گفتگو با فارس با بیان اینکه امتحانات پایان نیمسال تحصیلی دانشگاه پیام نور به صورت کشوری و سراسری است, افزود: امتحانات دانشگاه پیام نور فقط در داخل کشور برگزار نمی شود.بلکه این امتحانات, در کشورهای دیگر نیز برگزار می شود.وی با اشاره به برگزاری ترم تابستان دانشگاه پیام نور بعد از امتحانات پایان نیمسال تحصیلی جاری ,گفت: هرگونه تغییری در زمان برگزاری آزمون های پایان نیمسال تحصیلی این دانشگاه,مشکلات زیادی را برای این دانشگاه به وجود می آورد.
رئیس دانشگاه پیام نور درباره امتحانات پایان نیمسال تحصیلی این دانشگاه خاطر نشان کرد:این امتحانات بسیار سخت است و دانشجویان این دانشگاه باید تمام موارد منابع آموزشی را به طور کامل بدانند درغیر اینصورت نمی توانند در این آزمون ها نمره بیاورند!
منبع:روزنامه آفتاب یزد
قسمت قرمزو خوندی؟خوندی یا نه!؟پاشو, پاشو برو درستو بخون!!
توهم
کلا بعضی آدما از زمین و زمان شاکین.
شما اگه توی آکسفورد هم درس می خوندید بازم شاکی بودید.
از زمین و زمان توی لندن....
همه مون میدونیم که دانشجویای پیام نور سطل آشغالیای کنکورن. چون رتبه های بالای 80000 هم واسه مهندسی گرفته.
حالا چه انتظاری از وزیر علوم داری؟
تو بودی به هوش و عقل اینجور آدما شک نمیکردی؟
این نظر یکی از دوستان در وبلاگ ماست اول میخواستم تو همون قسمت نظرات جواب بدم که چون خیلی طولانی شد بهتر دیدم که تو پست بزارمش چون صحبت هایی که این دوستمون کرده حرف افراد دیگه ای هم هست!(اصل نظر توی پست قبلی هست)
من نمیدونم چرا بعضی از آدم ها در توهم به سر میبرن؟من نمیدونم این رتبه 80000 چیه؟که هر کی میاد اینجا حرف همین رقمه(درست همین عدد)!!دوست عزیز!اگه نمیدونین باید بگم تو دوره ما تا رتبه 60000 تو تمام دانشگاه های کشور (روزانه,شبانه,پیام نور,غیرانتفاعی و ......) مجاز میشد.و کسی که تو تمام این دانشگاه ها مجاز شده بود میتونست تو پیام نور مهندسی بخونه!یعنی رتبه های کمتر از 60000.نه کسی که رتبه ش شده 80000 و فقط تو دانشگاه پیام نور و غیرانتفاعی مجاز میشه!کسی با این رتبه نمیتونسته مهندسی پیام نور قبول شه.
چطور در مورد چیزی که نمیدونین اظهارنظر میکنین؟بین همکلاس های ما رتبه ای 10000 و7000 وغیره وجود داره که الان خیلی ها با این رتبه دارن مهندسی معماری و مهندسی شیمی دانشگاه گیلان میخونن!و خیلی از بچه ها به خاطر بومی گزینی و نداشتن سهمیه و مشکلات دیگه نتونستند اونجا قبول شن! تو همین دانشگاه گیلان با رتبه 20000 به بالا طرف داره رشته آمار میخونه!نمیدونم شما از چی خبر داری و از چی نه که این حرفارو میگی!
اگه پیام نوری ها سطل آشغال کنکورن پس بچه های غیرانتفاعی اسمشون چیه؟که با رتبه های 100000 و 200000 دارن کامپیوتر و عمران میخونن!فکرکن عمران!!!
عزیز من! ورود به دانشگاه خوب هنری نمیخواد!خروج از هر دانشگاهی با سطح دانش بالا مهمه!!همون طور که تو خارج از کشور همه به راحتی وارد دانشگاه میشن ولی خروج ازش به سختی انجام میشه! هنر,خوندن خط به خط کتاب های عتیقه و فاقد چهار تا مطلب درست حسابی کنکور نیست! هنر اینه که کتاب 400,500 صفحه ای دانشگاه رو خط به خط بخونی!نه این که استاد از اول و آخرش بزنه بگه بیا 100 صفحه رو بخون!تازه کمکتونم میکنم!
فکر میکنی پیام نوری ها نمیتونستند دانشگاه آزاد قبول شن؟دانشگاه آزادی که کیلویی به دانشجوهاش نمره و حتی مدرک میده!یا مثلآ سطح سواد دانشجویان دانشگاه های دیگه خیلی بالاست؟!که استادشون 40 تا سوال استاتیک میده که آقا من ازین 40 تا سوال 5 تاشو سر امتحان میدم!بعد اونوقت بالاترین نمره میشه 12!اونم توی یکی از دانشگاه های به اصطلاح خوب کشور! اونوقت دانشجوی پیام نور نمیدونه که بابا اگه حتی این 1500 مسئله کتاب استاتیک رو بخونه هم از همین مسائل سوال میاد یا نه!به چی مینازن بچه های دانشگاه های دیگه؟ به چی؟ اگه مثال بخوای تا فردا برات میتونم بازم مثال بزنم! من اونقدر دوست تو تمام دانشگاه های کشور و خارج از کشور دارم که بدونم وضعیت به چه صورته.تو ایران تنها دانشگاهی که مو لا درزش نمیره شاید صنعتی شریف باشه که تقریبآ همه چیزش رو اصوله.
بهتره سطح علمیت رو با دانشجویان پیام نور مقایسه کنی نه رتبه تو!چون پس فردا که میری سرکار ازت نمیپرسن تو 4 سال پیش رتبه ت چند شد؟میگن چیکار بلدی!؟اونم تو مملکتی که داره به سمت خصوصی سازی میره! و همه چی دست دولت نیست که نور چشمی شون رو زیرمیزی بفرستن سرکار!
من اگه اعتراضی میکنم واسه اینه که چرا وقتی دانشجوی پیام نوری این قدر شرایط و قوانین سختی براش وجود داره نباید اپسیلون از امکانات دانشگاه های کشور رو داشته باشه!؟
نخیر دوست من!من اگه برم اکسفورد اعتراضی نمیکنم!چون اونجا هرچه قدرم شیره دانشجو رو بکشن براش امکانات خوبی مهیا میکنن و خیلی عالی ساپورتش میکنن!
فرایند کلیه دانشگاه پیام نور درسته!زیر فرآیندهای این فرآیند این مشکلات رو به وجود میاره!که هنوز آدم لایقی برا درست کردنش پیدا نشده!!
مسائل دیگه ای هم هست مثل جسارت آوردن رشته های مهندسی اجرایی و مهندسی مدیریت پروژه!رشته هایی که در خارج از کشور حرف اول رو میزنن! که همین دانشگاه گیلان اعتراض میکنه که چرا این دوتا رشته رو به دانشگاه خودشون ندادند!درسته که تقریبآ بدون برنامه ریزی بود اما جسورانه بود!ادامه دادنش از حوصله خارجه!
راستی دوست عزیزی که نظر دادی!طرز حرف زدنت نشانه شخصیت دانشگاهیه که توش درس میخونی(سطل آشغال و چیزای دیگه)
این روزها همه یه جورایی رو نرو من هستند!اگه تند حرف زدم معذرت میخوام!دیر به دیر به وبلاگ میام چون سرمنم مثل بقیه خیلی شلوغه!آخ اگه این ترم وحشتناکم بگذره ......
امان ازین عرب ها!!
اين مقاله در نيويورك تايمز(11 فوريه 2009) منتشر شده كه نوشته زير ترجمه بخش هاي مهم اين مقاله است.
سوفياي 34 ساله، خانمي فرانسوي است كه حدود يكسال پيش براي استخدام در يك شركت تبليغاتي به دوبي نقل مكان كرد. او آن چنان اعتمادي به اقتصاد دوبي كه بطور سرسام آوري در حال رشد بود، داشت كه آپارتماني به قيمت 300000 دلار با وام مسكن 15 ساله خريداري كرد.امروز او مانند بسياري ازخارجيان ديگر كه در دوبي كار مي كنند از كار اخراج شده و خود را در برابر خطر اخراج از اين شهر خليج فارس مي بيند. وضعيت 90 درصد خارجيهاي شاغل در دوبي مشابه وضعيت سوفياست.او مي گويد: "من واقعا از آنچه كه در حال وقوع است به وحشت افتاده ام... اگر نتوانم بدهي خود را بپردازم، و اگر نتوانم كار جديدي پيدا كنم، به من گفته اند كه كارم به زندان مخصوص بدهكاران خواهد كشيد."
درحاليكه اقتصاد دوبي در حال سقوط آزاد است، روزنامه ها گزارش مي دهند كه حدود سه هزار ماشين كه صاحبان آنها، آنها را در پاركينگ فرودگاه رها كرده و از كشور گريخته اند، پارك شده است.گفته مي شود كه برخي از آنان كه از كشور گريخته اند تمام موجودي خود از كارتهاي اعتباريشان را نقد كرده اند ويك يادداشت عذرخواهي هم بر روي شيشه جلوي اتوموبيل چسبانده اند.كساني كه شغل خود را در دوبي ازدست مي دهند بايد ظرف يكماه كشور را ترك كنند... اين امر باعث مي گردد كه ميزان خرج كردن در كشور كاهش يابد، خانه ها يكي پس از ديگري خالي شود و قيمت ملك پائين بيايد. بعضي از بخشهاي دوبي بر اثر اين سقوط مارپيچ اقتصاد كه در روزگاري نه چندان دور ابرقدرت خاورميانه بشمار مي رفت به شکل ارواح در آمده است.هيچكس از عمق فاجعه اقتصادي كه در دوبي اتفاق افتاده آگاهي كامل ندارد اما آنچه كه مشخص است اينست كه دهها هزار نفر دوبي را ترك كرده اند، قيمت ملك در دوبي به نحو خورد كننده اي پائين آمده و پروژه هاي بزرگ ساختماني متوقف يا به كلي منحل شده اند. با اين همه حكومت حاضر نيست كه هيچ نوع اطلاعاتي در اختيار جهان خارج بگذارد و به اين صورت است كه شايعات در دوبي جان مي گيرند و بيش از پيش به اعتماد عمومي و اقتصاد دوبي ضربه مي زند.
قانون جديدي كه به رسانه ها اعلام شده اينست كه اگر رسانه اي شهرت و يا وضعيت اقتصادي كشور را با درج اخبار و يا گزارشهائي به خطر بياندازد، به مجازاتي تا مرز يك ميليون درهم (در حدود 272 هزار دلار)، روبرو خواهد شد. گفته مي شود كه همين امر باعث شده كه گزارش در مورد بحران دوبي به حالت سکوت درآيد.گزارش روزنامه هاي محلي در ماه گذشته حاكي از آن بود كه هر روز1500 ويزا در دوبي باطل مي شود.
آنچه كه مسلم است قيمت ملك كه بطور فاحشي ظرف شش سال اوج گيري اقتصاد دوبي افزايش يافته بود، تنها ظرف دو يا سه ماه گذشته، 30 درصد و يا حتي بيشتر هم افت داشته است. شركت موديز (Moody's) كه شركتها را درجه بندي مي كند هفته گذشته اعلام كرد كه احتمالا شش شركت عظيم متعلق به حكومت را با توجه به وخامت اوضاع اقتصادي در دوبي تنزل درجه خواهد داد. تعداد ماشين هاي لوكس براي فروش روز به روز افزايش مي يابد، اين ماشينها گاه40 درصد زير قيمت دو ماه پيش به فروش مي روند. خيابانهاي دوبي كه هميشه مملو از ماشين و ترافيك بود، اين روزها خلوت است.
اين روزها خارجيهائي كه براي يك زندگي بهتر بار خود را بسته و به دوبي آمده بودند، معتقدند كه شكوفائي اقتصاد دوبي چيزي جز يك فريب نبوده است. شايعات به سرعت پراكنده مي شوند: جزيره مصنوعي پالم جميره (Palm Jumeira) كه نشان افتخار پروژه هاي ساختماني دوبي بود در حال نابود شدن است. وقتي شيرهاي آب هتلها را باز مي كنيد به جاي آب، سوسك از آنها بيرون مي آيد!!
حمزه صياب 27 ساله، مهندسي است از عراق كه از سال2005 در دوبي مشغول بكار بوده و شش هفته پيش كار خود را از دست داد. دوبي جاي بسيار خوبي براي مهندسين جوان بود، حداقل حقوق براي يك مهندس ساختمان با چهار سال سابقه كار، حدود 4000 دلار در ماه بود.حمزه صياب امروز بيكار است و اغلب وقت خود را در يك كافي شاپ در مركز خريد ابن بطوطه مي گذراند. اگر نتواند تا چند روز ديگر كار پيدا كند مجبور است كه دوبي را ترك كند. او مي گويد، عراق جاي خطرناكيست و بايد راهي اردن شوم. گرفتاري ديگر اينست كه هنوز 12 هزار دلار به بانك براي هوندا سيويكي كه خريده بدهكار است و بايد اول اين پول را از پدر خود قرض كرده و بپردازد. او مي گويد دوستانش ماشين هاي تجملي خريده اند، امروز هيچ كدام كار ندارند و براي فروش ماشين ها در حال دست و پا زدن هستند. صياب هم چنين مي گويد، كار ما شده خوابيدن، سيگار كشيدن و قهوه خوردن و بعد احساس سردرد بخاطر شرايطي كه در آن هستيم!!
آدم نمیدونه که تبلیغات ماهواره رو باورکنه یا این حرفارو!به قول معروف اینکه دم خروس رو باورکنیم یا قسم حضرت عباس رو...
وقتی تعطیلات هست و اخبار دانشگاهم کساد,مجبورم ازین نوع خبرا بذارم.راستی تعطیلات خوش میگذره؟دیروز از مسافرت برگشتم هرچند که سوغاتی خوبی با خودم نیاوردم!!آخه یکی نبود بهم بگه از گاردریل پریدنت چی بود که بزنی پاتو داغون کنی!!نشکسته!ولی فکرکنم اگه میشکست دردش کمتربود...اینم شد سوغاتیه سفرم!!برخلاف نوروزهای قبلی این سری دوست نداریم تعطیلات تمام شود چون بسی خوش میگذرد و حوصله ی یونیه خراب شده مان را نداریم!!از شنبه نپرس که بدجوری حالمان خراب میشود!حقارت صدهزار تماشاچی متعصب دربرابر رقص و پایکوبی عربها اونم تو سرزمین خودمون!کاش از کره 3 تا میخوردیم ولی ازین عربهای نامرد نمیباختیم!اگه صعودم کنیم برام لذتی نداره!آخه از عربستان آدم میبازه!!واقعآ چرا؟اونا قوی بودن؟ما ضعیف بودیم؟یا قدم بعضی ها؟یا لفظ بعضی ها؟....
حسابی خوش بگذرونید که خردادماه و تیرماه سختی رو پیش رو داریم.
سربلند باشین.
تنهادارایی آدمی زندگی است
سلام
کتاب "مائده های زمینی" از جمله کتاب هایی هست که هروقت میخونمش برام تازگی داره و یه معنای جدیدی برام پیدا میکنه.تو یه قسمتی از این کتاب نوشته شده که:
سرچشمه همه دردسرهای تو،ای ناتانائیل،گوناگونی چیزهایی است که داری.حتی نمی دانی که از آن میان کدامین را دوست تر داری و این را درنمی یابی که یگانه دارایی آدمی زندگی است.حتی کوتاه ترین لحظه ی زندگی نیز از مرگ زورآورتر است و آن را انکار می کند.مرگ چیزی نیست جز رخصتی برای زندگی های دیگر،برای اینکه همه چیز پیوسته نو شود،برای اینکه هیچ یک از صورت های زندگی "آن" را بیش از زمانی که برای شناختش ضروری است،دراختیار نگیرد.خوشا لحظه ای که سخن تو طنین افکند.همواره گوش فراده،اما هنگامی که لب به سخن می گشایی،دیگر گوش مده.
این روزها همش با خودم تکرار می کنم که "یگانه دارایی آدمی زندگی است"........
قضیه شهریه جدی باشه یا نباشه من یکی فعلآ شهریه بده نیستم!من می خوام پیام نوری عمل کنم!خودشون اونقدر تمدید می کنن تا همه شهریه شون رو بدن!هر ترم همین بوده!امروز آخرین مهلته،دوباره تمدید،فردا آخرین مهلته،دوباره تمدید،پس فردا........فقط این سری یه جمله "عدم مراجعه ترمی"به تهدیداشون اضافه شده!خدایی به این فکر می کنم بیچاره ها چقدر فکر کردن تا این تهدید به ذهنشون رسیده
خلاصه من حداقل تا آخر اسفند شهریه نمی دم چون اخرین مهلتی که دادن تا این زمان هست!
قضیه این درسای مهارتی ارزشی چیه؟دیگه نسبت به این دوکلمه آلرژی پیدا کردم!هی میام واحدام رو میچینم که هرترم چندتا بردارم که ۸ترمه تموم کنم،هی واحد اضافه میشه،هی واحد کم میشه!میزنن برنامه آدم رو میریزن بهم!آقا بالاخره هست یا نیست!؟توضیح نده!هست یا نیست!؟
اینو نمیگفتم می مردم!وای که چه قدر کلاس برنامه سازی شلوغه ه ه ه ه !بابا لطفآ هرکی سر ساعت رشته خودش بیاد!!صدا به صدا نمی رسه!آدم سرسام می گیره
میزنم یکی بمیری ها سر ساعت خودت بیا![]()
![]()
آدم واقعآ تو سیاست گاهی اوقات هنگ می کنه!میر حسین موسوی هم خودش رو کاندید کرد!کی میره کنار؟کی می مونه؟واقعا ما بازیچه ایم؟نه به اون همه ناز ۴سال پیش موسوی نه به اینکه الان خاتمی هست اون هم اومده
اما تو حزب که نمیشه همینجور بی گدار به آب زد!بازیه شاید!اگه نباشه چی؟ولی کلا میگن تو ایران همه چی هشت سالست!هشت سال جنگ،هشت سال سازندگی،هشت سال اصلاحات و شاید هشت سالم احمدی نژاد!
پ.ن دندان شکن:میگم این انگلیسی ها خوب حال ایتالیایی هارو گرفتن تو جام باشگاه ها!بسی لذت بردیم![]()
پ.ن تهدیدآمیز:قابل توجه دانشجویان:با توجه به سپری شدن مهلت پرداخت شهریه نیمسال جاری ، آن دسته از دانشجویانی که به هردلیلی نسبت به پرداخت شهریه خود اقدام ننموده اند امکان ورود به سامانه گلستان را نخواهند داشت.بدیهی است در صورت عدم پرداخت شهریه تا روز پنجشنبه 29/12/87 ،انتخاب واحد این دسته از دانشجویان حذف و به مرخصی تحصیلی با درج درسنوات تبدیل خواهد شد.(این آخرین خبریه که درمورد شهریه دارم)
پ.ن جدید:مثل اینکه کسانی که شهریه ندادند وقتی وارد سیستم گلستان میشن فعالیتهاشون در این سیستم به صورت نیمه فعال هست و زمانی که شهریه رو پرداخت کنن از حالت نیمه فعال خارج میشن!یعنی وقتی میری تو سایت فقط گزارش های آموزش که همون برگه شهریه هست رو میتونی دریافت کنی !نمراتت و لیست انتخاب واحد و کلا همه چی تعطیل تا شهریه بدی.اخرین مهلتی هم که دادند 29 اسفند هست که اگر تا این تاریخ شهریه واریز نشه انتخاب واحد حذف میشه.
بابا دیسیپلین!خودتی پیام نور!؟
پ.ن تبریکی: عید من, عید تو, عید همه مبارک.....


