تبليغاتX
㋡دختران پیام نور رشت㋡

تقدیم به سهبا که چند روزه!!! ندیدمش.

- بالاخره پيداش كردم! ريشه ي سنبل سفره هفت سين پارسال رو ميگم!كاشتمش هرچند خيلي از موعد مقررش گذشته.اما داره رشد ميكنه و هرروز جوونه اش بزرگتر ميشه.دارم به بهار نزديك ميشم هر روز به اندازه ي چند ميلي متر.

- به روباه شازده كوچولو فكر ميكنم ، به اهلي شدن، به خرده سياره ب612 ، به زمين و به آدمها.اما به هيچ نتيجه اي نمي رسم!

- اين ايرانسل تا كي ميخواد هي فرت فرت سيم كارت بده؟ اين روزا هر كي يه سيم كارت خريده نشسته خونه اينو اونو سر كار ميذاره. تو چها پنج روز 23 بار زنگ زده .ميبينه جواب نمي دم ميگه من فقط زنگ زدم بپرسم كه چرا اينقدر برا من زنگ ميزني! ببخشيد كه ساعت 2 شبه چون من ساعت كاريم زياده وقت ندارم!از قائم موشك بازي ميگه ! و من به تعداد ديوانه هاي موجود در شهر فكر مي كنم.و به حرف يكي از آشنايان كه تو بيمارستان شفا پرستار بود. راست ميگفت.

-  به انتخاب واحد فكر ميكنم به نمرات درسهايي كه هنوز نيومده.و به اينكه ما كي مي خوايم براي يك بار هم كه شده يه انتخاب واحد درست و معقول داشته باشيم تو اين به اصطلاح دانشگاه!

- به تعداد وبلاگهايي كه تو اين ماه باز شده فكر ميكنم و فكر ميكنم ما داريم ركورد وبلاگهاي دانشجويي رو ميشكنيم.فكر ميكنم همين روزا يه هئيت بياد برا ثبت ركورد از طرف گينس.

 - به تعداد دانشجوهاي معترض پيام نور فكر ميكنم.به شرمساري و خجالت فكر ميكنم و اينكه چرا در حالات روحي مسئولين اين  خصلت وجود نداره.شايد هنوز متوجه عمق فاجعه نشدن.چرا وقتي كسي نمي تونه مدير(به معناي واقعي كلمه) باشه استعفا نمي ده؟

- به كمك هاي ميلياردي دولت به كشورهاي به قول خودشون نيازمند  فكر مي كنم و به بدهكاري  دولت به كارمندان (كه حتي پول بازنشتگي شون رو نمي تونن سر موقع دريافت كنن) و به نداشتن بودجه! به كوچكي مساحت غزه فكر ميكنم به تعداد مساجد بيمارستانها و مدارسش. به خيابونهاي تميز و  ساختمانهاش و به اينكه نيازمند يعني چي؟ و به ضرب المثل "چراغي كه به خانه رواست  به مسجد حرام است" 

- به فكر كردن فكر مي كنم و به سردردم، به اين كه چرا هنوز كارت اهداي عضوم نيومده به خانوم "و" كه تو 23 سالگي رفت تا يادم بمونه فرصتها اونقدر هم كه فكر ميكنم زياد نيست. من كه سند يه عمر 80 ساله رو نگرفتم!

 _اين روزا به آلبومهاي قديمي بيشتر گوش ميكنم مخصوصا اين شعر از سال 82:

تقديم مي كنم به روز فارغ التحصيليم!!!!!!!!!! البته اگه در راه باشه! اگه!

 دست من نيست گاهي وقتا روزم آفتابي نميشه

حتي با معجزه ي عشق آسمون آبي نميشه

دست من نيست گاهي وقتا تلخ و بي حوصله ميشم

بين ما، بين من و تو،من خودم فاصله ميشم

دست من نيست...

هنوزم گاهي بلور قلبت رو، ميشكنه حرفام

صبر تو به سر رسيده از من و سر گشتگي هام

با گذشت به من نگاه كن،تو كه مي بيني چه تنهام

رو نگردون از من اي خوب،اگه بدترين ِ دنيام

وقتي كه دور ميشم از تو اي هواي مهربوني

غمو تو چشات مي بينم اما ايكاش كه بدوني

من ِ گم شده من ِ بد با همه سر گشتگي هام

 تو رو از هميشه بيشتر، بيشتر از هميشه مي خوام

_به زودي يه فايل واسه دانلود ميذارم از تحصن دانشجويان!منتظر باشيد!

!! نوشته شده توسط ساهي | 13:35 | جمعه 1387/11/25

بدون شرح!

!! نوشته شده توسط ساهي | 8:58 | پنجشنبه 1387/11/24

ترمی یک قانون!!

سلام

امیدوارم که تعطیلات بعد از امتحانات طاقت فرسای این ترم(واسه من یکی که اینطور بود)تا الان بهتون خوش گذشته باشه و up to date شدن هرروزه نمرات تعطیلات رو براتون تلخ نکرده باشه!واقعآ این قضیه نمرات بسیار جالبه و بسی جای تامل داره...

امروز داشتم به این فکر می کردم که تو این سه ترم ما به سه نوع و حالت مختلف نمراتمون رو دریافت کردیم!یادمه ترم اول وقتی نمره هامون رو روی برد دیدیم در حالی که دهنمون از تعجب باز مونده بود,صد بار چک میکردیم که آیا این نمره خودمونه!؟و بعد از اینکه که می دیدیم بله!خود خودمونیم!به خودمون شک می کردیم که چه امتحان افتضاحی دادیم!!اما بعد از اینکه از شوک بیرون می اومدیم متوجه می شدیم که نه تنها به این نمره فکر نمی کردیم بلکه حداقل 3 الی 4 نمره ازون چیزی که می دیدیم باید بیشتر می شدیم!یه مدت که گذشت متوجه شدیم بله!عجب جایی وارد شدیم که نظیر نداره!پیام نور که میگن همینه!!

در شوک نمرات ترم اول بودیم که امتحانات ترم دوم شروع شد و چون خودمون رو کم کم باور کرده بودیم این بار با سوالات عجیب و غلط امتحانات دهنمون باز موند!احتمالآ ترم اول هم همین طور بوده اما چون هرکی با خودش می گفت بابا اینجا دانشگاهه مثلآ مگه میشه سوال غلط بدن؟بی خیال قضیه شدیم!اما چون یک ترم در پیام نور بودن تجاربی بس به درازای یک سال به دنبال داشت و هر غیر ممکنی رو در پیام نور دیده بودیم که ممکن میشه این بار به چشمان خود اعتماد کردیم که بله!سوالات هم می شود که در پیام نور اشتباه باشد!پیام نور که می گن همینه!اما,اما این بار دنبال منبع موثق گشتیم که تصحیح اوراق به چه صورت است؟منبع موثق افشا کرد که به صورت 3 به 1 اوراق تصحیح می شود!این بار با تجربه ای بس زیاد بعد از هر امتحان نمراتمان را محاسبه می کردیم و این بار خوشبختانه دهنمان از تعجب باز نشد!اما سیستم اطلاع رسانی نمرات از خجالت قضیه درست بودن نمرات در آمد و روزی یک نمره بر روی سیستم به ما تعلق گرفت!آن روز ها با هر بار بالا اومدن سیستم نمره رسانی زیبا که هرگز گرافیکش از یادم نمی ره یک سکته ناقص با دیدن نمره جدید زده می شد!دیدم فایده نداره این طور با جانم بازی کنم!بنابراین دیگر پایم را به سیستم عزرائیل گونه نگذاشتم و تمام نمرات را از سیستم اطلاع رسانی نمرات استان گیلان که با لطف مسولین راه اندازی شده بود دریافت کردم!احتمالآ تلفات جانی بالا باعث راه اندازی این سیستم شده بود!که البته این ترم مسئولین به خودشون اومدن و به خود گفتند:بابا این جا پیام نوره!ما چطور شد اون ترم یه همچین کار خوبی انجام دادیم؟کسی که از ما انتظار نداره!بی خیال!و این شد که این ترم دیگر خبری از این سیستم آرامش بخش نیست!


با کوله باری از تجربه به سراغ ترم 3 رفتیم!غافل از اینکه فشار کاری کم در سه ماه تابستان بر روی مسئولین عزیزمان باعث شده بود که خواب های جالبی برای ما ببینند!یکی از تصوراتم این هست که تو شب های تابستون می نشستن و داخل کیسه ای تعدادی کاغذ که نوشته بود که کدام درس 10 نمره به تستی تعلق گیرد و 4 نمره به تشریحی و بر عکس قرعه کشی می کردند و به این ترتیب با تفریحات سالم سر خودشون رو گرم می کردند و هم برای ما تصمیمات جدیدی اخذ می کردند که نگیم خدای ناکرده به فکر ما نیستند!یا محض خنده بعضی درسا رو قسمت تستی رو 5.71 نمره میدادن تا استاد تو خماری اون یه صدم بمونه!

خلاصه با تغییرات مدیریتی انتظار تغییراتی اساسی میرفت....

در ترم 3 همه چی عادی شده بود!با لبخند به هم می گفتیم 6 به 1 یا 3 به 1!دیدی اون سوال غلط بود!؟دیدی اون سوال 3 تا گزینه ش درست بود یا اون سوال هر 4 گزینه درست بود؟ با لاخره چند نمره تستی داره؟دیگر کسی حرص نمی خورد همه لبخند می زدند فقط!از صبوری دوستانم که تنها دو ترم را در پیام نور گذرانده بودند به خود می بالیدم!به خود می گفتم مسئولین باید به این دانشجویان صبور افتخار کنند!

تا اینکه صبوری بیش از اندازه دانشجویان پیام نور باعث شد که ریاست محترم دانشگاه پیام نور کشور در آخرین اظهارات خودشون بیان کنند در واقع اعتراف کنند که کیفیت سوالات پیام نور در سطحی بسیار پایین قرار دارد و طراحان سوال باید در کارگاه های آموزشی آموزش های لازم را برای طراحی سوال ببینند!

البته این اعتراف بیشتر از اینکه مارا خوشحال کند و بری دل گرمی ما باشد اعترافی به هدف تخریب مسئولان قبلی بود که مثلآ اگر کمبودی هست متعلق به ما نیست!از قبل بوده!جناب رییس چنان با تعجب می گفت که در سال گذشته حتی در درسی 90 درصد ریزش وجود داشته که گویی خبر از امتحانات ترم اخیر نداشته اند!خلاصه ما عادت کرده ایم که هر مسئول جدید که به روی کار می آید تمام تقصیرات را به گردن مسئولان قبلی انداخته و همه تغییرات مثبت را ناشی از مدیریت عالی چند ماهه خود می داند!این دیگر امری نهادینه در جامعه شده!

مسئولین محترم بهتر است به جای به رخ کشیدن کارنامه مسئولان قبلی خودشان را نشان دهند که مبادا مسئولان بعدی کارنامه آن هارا به معرض نمایش و تمسخر قرار دهند!هرچند که مردم امروز ما می دانند که چه کسی از جان و دل برایشان کار کرده و چه کسی نه!

روزی استادی به ما گفت:یه روزی این قضایای پیام نور براتون عادی میشه و شما چنان به درستون می چسبین که نگو!و من واقعآ دارم می بینم این اتفاق داره می افته و بعد از چند ترم انگاری  همه چی داره برامون عادی میشه و ما هم صبوری بی معنی رو به خرج می دیم کاری که احتمالآ دانشجویان سال های قبل انجام دادند که باعث سوءاستفاده مسئولین شده!من می گم یه جاهایی ما خودمون هم مقصریم!

البته از حق نگذریم در مورد همین سیستم اطلاع رسانی نمرات کارهای خوبی انجام شده از جمله همین اطلاع رسانی نمرات بعد از یک هفته و در بعضی درس ها کمتر از یک هفته که جای تشکر داره چون واقعآ مسخره بود که ترم های گذشته ما زمان انتخاب واحد بیشتر نمراتمون نیومده بود و واقعآ بلاتکلیف بودیم!البته این سیستم همون طور که وزیر علوم گفتن دارای نواقص زیادی هست اما بالاخره هر کاری در ابتدا حتمآ دارای نقص هست!البته امیدوارم مسئولین به همین حد اکتفا نکنند و تمام تلاششون رو برای کامل تر شدن سیستم انجام بدن!همین که ما دانشجویان ببینیم که واقعآ داره تلاشی صورت می گیره برامون واقعـآ ارزش مند هست!

هر چند این رو هم باید بگم که دیر یا زود اومدن نمرات اهمیتش از اعصاب خوردکنی سوالات غلط امتحانات کمتر هست!پس بهتره که این مشکل از ریشه حل بشه در واقع ابتدا سر و سامونی به وضعیت سوالات داده بشه تا جای هیچ حرف و حدیثی باقی نمونه!چون در این صورت خیال دانشجو از بابت ضایع نشدن حقش راحته و از بابت دیر اومدن نمرات حرص نمیخوره!این دو مشکل باید در کنار هم حل بشه!و یه قانون کلی باید برای امتحانات وجود داشته باشه نه این که هر ترم یه قانون جدیدی بیاد که باعث سر درگمی دانشجو بشه!


امیدوارم که برای تمام مشکلات پیام نور برنامه ریزی بشه و حالا که مسئولین تازه وارد گرم کار هستند قبل از این که دلسرد بشن خیلی از مشکلات ما حل شده باشه!و همینطور امیدوارم که این نا امیدی مثل دفعات قبل به نا امیدی تبدیل نشه!خلاصه به مسئولین خداقوت می گم هرچند که هنوز خیلی کار دارن!خیلی!

ببخشید طولانی شد!تو پست بعدی راجع به موضوع استاد کشی در پیام نور در خدمتتون خواهم بود!موفق باشید.


!! نوشته شده توسط سهبا | 14:33 | سه شنبه 1387/11/15

دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفهاش

افراد از لحاظ جاذبه و دافعه نسبت به افراد ديگر يكسان نيستند و به طبقات مختلفي تقسيم مي شوند:

1.افرادي كه نه جاذبه دارند و نه دافعه،نه كسي آنان را دوست و نه كسي آنان را دشمن دارد،نه عشق و علاقه ي كسي را بر مي انگيزند و نه عداوت و حسادت و كينه ي كسي را بي تفاوت در ميان مردم راه مي روند مثل اين است كه يك سنگ در ميان مردم راه برود اينها يكدسته اند:موجودات بي ارزش و اسانهاي پوچ و تهي زيرا انسان نياز دارد دوست بدارد و او را دوست بدارند و هم مي توانيم بگوييم نياز دارد دشمن بدار و او را دشمن بدارند.

 ۲.مردمي كه جاذبه دارند اما دافعه ندارند،با همه مي جوشند و گرم مي گيرند و همه ي مردم از همه ي طبقات را مريد خود مي كنند.در زندگي همه كس آنها را دوست دارد و كي منكر آنان نيست.

غالبا خيال مي كنند حسن خلق و. معاشرت و به اصطلاح امروزي"اجتماعي بودن"همين است كه انسان همه را با خود دوست كند.اما اين براي انسان هدف داركه فكر و ايده اي را در اجتماع تعقيب مي كند و در باره ي منفعت خودش نمي انديشند ميسر نيست.چنين انساني خواه نا خواه يك رو قاطع و صريح است مگز آنكه منافق و دو رو باشد.زيرا همه ي مردم يكجور فكر نمي كنند و يك جور احساس ندارند و پسندهاي همه يكنواخت نيست.اجتماع منصف دارد متعدي دارد عادل دارد فاسق دارد و آنها همه نمي توانند يك نفر آدم را كه هدفي را بطور جدي تعقيب مي كند و خواه نا خواه با منافع بعضي سازگار نيست دوست داشته باشد،تنها كسي موفق مي شود دوستي طبقات مختلف و صاحبان ايده هاي مختلف را جلب كند كه متظاهر و دروغ گو باشد و با هر كسي مطابق ميلش بگويد و بنماياياند.اما اگر انسان يك رو باشد و مسلكي،قهرا يك عده اي با او دوست مي شوندو يك عده اي نيز دشمن،عده اي كه با او در يك راهند بسوي او كشيده مي شوند و گروهي كه در راهي مخالف آن راه مي روند او را طرد مي كنند و با او مي ستيزند.

 ۳.مردمي كه دافعه دارند اما جاذبه ندارند،دشمن سازند اما دوست ساز نيستند،اينها افراد ناقصي هستند و اين دليل بر اينست كه فاقد خصايل مثبت انساني مي باشند زيرا اگر از خصايل انساني بهره مند بودند گروهي ولو عده ي قليلي طرفدار و علاقه من داشتند زيرا در ميان مردم همواره آدم خوب وجود دارد هر چند عددشان كم باشدچگونه ممكن است در روح انسان خوبيها وجود داشته باشد و هيچ دوستي نداشته باشد؟اينگونه افراد در وجودشان جهات مثبت وجود ندارد حتي در در جهت شقاوت وجود اينان سر تا سر تلخ است و چيزي كه لا اقل براي بعضي ها شيرين باشد وجود ندارد.

4.مردمي كه هم جاذبه دارند و هم دافعه انسانهاي با مسلك كه در راه عقيده و مسلك خود فعاليت مي كنند گروههايي را بسوي خود مي كشند،در دلهايي به عنوان محبوب و مراد جاي مي گيرند و گروههايي را هم از خود دفع مي كنند و مي رانند،هم دوست سازند هم دشمن ساز هم موافق پرور و هم مخالف پرور.اينها نيز چند گونه اند.افراد با شخصيت انهايي هستند كه جاذبه و دافعه شان هر دو قوي باشد و اين بستگي باينكه پايگاهاي مثبت و پايگاههاي منفي در روح انها چه اندازه نيرومند باشد. بنابراين هر شخصيتي هم سنخ خود را جذب مي كند و غير هم سنخ خود را دور مي سازد.از طرفي بايد ديد چه عناصري را جذب و چه عناصري را دفع مي كنند لهذا دوستان و دشمنان مجذوبين و مطرودين هر كسي دليل قاطعي بر ماهيت اوست


پ ن1:  متني رو كه خونديد از كتاب "جاذبه و دافعه ي علي علي ع"  اثر استاد شهيد مرتضي مطهري صفحات 10 تا 22    بود كه البته من خيلي خلاصه اش كردم . به نظرم لازمه كه همه روش فكر كنند.منم روش فكر كردم.نه سنگم نه ناقصم نه متظاهر. و به خيلي چيزها هم پايبندم.به خاطر اين وبلاگ ما از طرف خيلي ها تشويق شديم حتي از طرف كاركنان پيام نور! و اين يعني ما تو مسير درست حركت كرديم.

  اين زمينه رو براي حسادت خيلي ها آماده مي كنه.با همه ي مشكلات پيش اومده هنوز هستيم و مي نويسيم،چون با فكر اومديم.ما هم مثل همه دوست داشتيم اين وبلاگ رو به اطرافيانمون معرفي كنيم اما نكرديم.چون مي خواستيم باقي بمونيم و مونديم.باور كنيد كار آسوني نبوده.به خاطر همينه كه بر خلاف همه ي وبلاگها هميشه مورد انتقاديم.چون حرفهاي ما باب ميل خيلي ها نيست.نمي دونن چي بگن دنبال بهانه مي گردن!

پ ن 2.انتقاداتي كه شده از من، حول دو محور مي چرخه.يكي لحن صحبت من دومي متنهاي طنزي كه تا به حال گذاشتم.

من ذاتا آدم شوخ طبعي هستم.طنز رو فوق العاده دوست دارم و الكي سر خوشم نسيتم كه هر چيزي منو بخندونه.متنهايي كه گذاشتم نشون دهنده ي ناهنجاريهاي اجتماعي ماست همه ي ما به نوعي به اين جور افراد بر خورد كرديم.(نگو نه!) وبراي من فوق العاده جالب بود كه نويسنده به نكات ريز جالب توجه اي توش اشاره كرده.شما معني طنز رو مي دونيد؟بزرگنمايي يك چيز كوچيك.اگر يك همچين چيزي وجود ميداشت مسلما به من هم مثل شما بر مي خورد و جلوش جبهه مي گرفتم.اما نگرفتم!خنديدم چون فوق العاده مضحك و غير عادي بود.در زير لايه هاي پنهان وجود همه ي افراد چيز هايي هست كه اگه بهش اشاره بشه منكرش ميشن.اما چه بخواي و چه نخواي وجود داره.بعضي از  خانوما اينطوري هستند البته نه در اين حد! و چون من دخترم دليلي نميشه انكارش كنم! همه جور آدمي همه جا پيدا ميشه. بعضي ها هم اينطوري سوژه ي نويسندگان طنز ميشن تا ما براي چند دقيقه بخنديم!

اول پست هم گفتم تقديم به اونايي كه  طنز و شوخي رو مي فهمند.حالا اميدوارم يه بار ديگه اون پست رو بخوني و از ته دل بخندي .

 و در مورد دختران دانشگاه پيام نور رشت (نام وبلاگ) كه گفتي ما گوشه وبلاگ خودمون رو معرفي كرديم بنابراين نترس كسي به شما گمان بد نمي بره همه مي فهمن كه ما فقط دو نفر از كل جمعيت ميليوني دختران پیام نوریم!در ضمن من همين جا اعلام مي كنم كه ما نماينده ي هيچ گروه و فرقه و مذهب و مسلك و دين و ... نيستيم.پس کسی نگران موقعیتش نباشه!

 پ ن3.در مورد لحن صحبتم آخه آدم يه چيزايي مي شنوه شاخ در مياره!باور نمي كنم كه اينقدر ايزوله باشي و تا به حال تو عمرت از اين كلمات استفاده نكرده باشي!(نگو نه، كه دروغ محضه!)واقعا اين كلمات زشته؟وقتي تو صدا و سيما راديو مجلات روزنامه ها اينترنت هر روز داري ميشنويم؟ به من ايراد نگيريد.نه من مصلح اجتماعي ام نه شما.دوست ندارین سر نزنین  اینجا. من دعوت نامه واسه کسی نفرستادم.اگر اینقدر به نظرتون بی ادبم پس لایق هم صحبتی با شما نیستم.چرا با من بحث می کنید؟

 پ ن4. تعريف وبلاگ دانشجويي چيه؟جايي براي دل نوشته هاي دانشجو.حالا اين نوشته ها هر چي كه باشه يه عده جذبش ميشن يه عده نه!اين دليل نميشه كه چون وبلاگ دانشجوييه طرف باب ميل همه برقصه!عزيزان! ساهي همينه و  همين طوري مي نويسه.عقيده اش،راهش،لحنش اينه.تو خواه پند گير و خواه ملال!

انتقاد پذیر نیستم.حرف هیچکسم قبول ندارم.تا خدا ادعام میشه.چون به قول ادیسون:نیازی نیست خود را به کسی ثابت کنم .حتی خودم زیرا در نوع خود بهترینم!

!! نوشته شده توسط ساهي | 8:0 | شنبه 1387/11/12

محدودیت!

سلام به همه دوستان خوبم.از اینکه تونستم دوباره درخدمتتون باشم خوشحالم.قبل از هرچیز از ساهی عزیزم ممنونم که تواین مدت زحمت زیادی کشید.راستش دوست داشتم اولین پستی که بعدازمدت ها میذارم نه صحبت امتحانات باشه نه پیام نور نه مسائلی که این مدت به وجوداومده چون همشون یه حس مشترک بدی رو انتقال میدن. اما مثل اینکه چاره ای نیست!وواقعا نمیشه این روزها من یکی اعصاب راحتی داشته باشم!!

نمیخوام دوباره حرفای تکراری روبگم .چون هرچی که بوده در نظرات ساهی و من نوشتیم.البته این نظرات وعقایدی هست که از ابتدای تاسیس وبلاگ بوده والبته هست وبا اینکه بارها تکرار کردیم متاسفانه عده ای متوجه نشدن چون نمیخواستن متوجه شن درواقع هدفشون چیزدیگه ای بوده!!خلاصه اینکه گفتنی ها گفته شده وما کاملا به شناخت طرف مقابلمون دست پیداکردیم!!وهم اینکه من برا گفتن مسئله ای دیگه اقدام به گذاشتن این پست کردم.

دوستان متاسفم ازینکه بایداین خبرو بدم که ازین به بعدعلی رغم میل باطنیمون نظرات وبلاگمون به حالت"بعدازتاییدنویسنده "درخواهداومد. البته اولین قضاوتی که ازین موضوع میتونه بشه قابل پیش بینی هست اما دوستان اگردلیلش میخواست موضوع اخیر منظورم مورد انتقاد قرارگرفتن ازهمکلاسی هامون (شایدهنوز شناخته شده نباشن منظورم:دوستانه,عالم بی عمل,هوهوم خواهشا اسمهایی انتخاب کنین که لاقل وقت آدم برا نوشتن گرفته نشه)که البته بعضی ازاونها انتقادشون بیشترجنبه تخریب داشت باشه مامدتهاست که موردلطف دوستان(بخوانیداماباورنکنین)قرارمیگیریم واگه میخواست دلیلش این موضوع باشه بایدزودتر اینکاروانجام میدادیم یا حداقل الان که این موضوع به وجوداومده حالا حالاها اینکارو نمیکردیم!اصلا شاید به حالت تایید درآوردن نظرات موضوع مهمی نباشه اماچون مثل همیشه ممکن بود برداشت های اشتباهی ازکارما بشه مجبورشدم توپست راجع بهش توضیح بدم!

من کاملا این روقبول دارم که این موضوع نشان دهنده انتقادپذیر بودن وبلاگ و محیط آزادوبلاگ هست چون همیشه این موضوع تاثیرخوشایندی توذهن مخاطب نمیذاره اما متاسفم ازینکه بعضی از آدم ها هنوزادب نظردادن در وبلاگ روندارن!!خواهشا دوستان آشنای غریبه مون مجددا ایراد رعایت نکردن ادب رو نگیرن چون لاقل تواین یکی موضوع خبرهیچی رو ندارن که بخوان ایراد بگیرن.......متاسفانه بعضی هنوزنمیدونن که چه چیزی روکجابایدبگن وبه چه کسی!!متاسفم که روزبه روز به تعداداین افراددراطرافم افزوده میشه وحالم بیشترازهمیشه به هم میخوره!

ماهنوزهم انتقادهای هرچندغیرمنصفانه رودروبلاگمون انعکاس خواهیم دادومطمئن باشیداین رویه ادامه خواهدداشت چون این دسته ازانتقادات که بیشترشون جنبه تخریب داره رو ترجیح میدیم به یکسری نظراتی که درشانمون نیست!

راجع به موضوع پیش اومده بیشترازین نمیتونم صحبت کنم!ومطمئنم اونهایی که باید,قضاوت عادلانه راجع به این موضوع خواهندداشت!

مابااینکارفقط میخواستیم یک حریمی برای وبلاگمون درنظر بگیریم!محدودیت های یک دخترهمیشه ودرهمه جا اون رو مجبور به کارهایی میکنه که دوست نداره!ازطرفی خوشحالم ازاتفاقات اخیر که باعث شدااطرافمم روبیشترازهمیشه بشناسم !وچشمانم طوری نسبت به اطراف باز بشه که ازحدقه بزنه بیرون!!

گفتنی هارو گفتم وقضاوت با شما!قضاوت ناعادلانه روهم واگذارمیکنم به عادل ترین.



پ.ن1:خسته شدم بس این همه ادعااطرافم دیدم آخرش یه جسم تهی رویت شد!آهای بعضی ها بیشتر از اینی که هستین خودتونو تابلو نکنییین!آخه طرف سرکلاس صداش درنمیاد!!لعنت به شیطون!!بیخیال....

پ.ن2:دیگه دوست ندارم راجع به این موضوعات پیش وپا افتاده و بی ارزش صحبت کنم چون ما رو از هدف وبلاگمون دورمیکنه .مطمئن باشین به زودی بامطالب جدید ومتنوعی درخدمتتون هستیم!من همینجا این موضوع روتمام شده اعلام میکنم وماکارمون رو باتوجه به اهدافمون ادامه میدیم!

پ.ن3:موش دوونی موقوف!!

پ.ن4:خدایی دوست دارم بدونم آقایون اگه محدودیت های مارو داشتن بازم این همه ادعا میکردن؟؟درک متقابل لطفا!این یه دستوره!!

پ.ن5:ازهمه ممنونم!

!! نوشته شده توسط سهبا | 19:38 | پنجشنبه 1387/11/10

لبخند

سلام به همه ي دوستان عزيز.اين پست تقديم به همه ي اونايي كه طنز و شوخي رو مي فهمند:

دانشجويان دختر:

ترم ۱- اصولاً وقتی به آنها بگویید با سه حرف پ- س – ر یک کلمه معنی دار بسازید مخ آنها ERROR میدهد! چون فکر میکنند تنها دانشجوی این مملکت هستند عمراً کسی را تحویل نمیگیرند. و تا وقتی که قبل از اسمشان کلمه مهندس و دکتر را به کار نبرید جوابتان را نمی دهند! {پیشنهاد میکنم که در دختران ترم یکی (صفری) به دنبال GF نباشید چون اولاً پا نمدهند و ثانیاً اگر حتی یکی از این دختران برای دوستی پا بدهد (یکی در هر ۱۰ میلیون سال) همه به شما به چشم یک همجنس باز نگاه خواهند کرد !} فقط برای عملیات قضای حاجت به WC می روند. طولانی ترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه تا خانه می باشد.ب ه پسران همکلاسی به چشم خواستگار نگاه می کنند. تمام کتب ترم اول را می خرند و با دقت جلد میگیرند. سوژه خنده دانشجویان ترم بالایی هستند. وقتی به آنها سلام میکنید به چشم یک مزاحم خیابانی به شما نگاه میکنند!(بی جنبن دیگه!!!) در فاصله بین کلاسها نان و پنیر دستپخت مادر را میل میکنند تا انرژی بگیرند!

ترم ۲ – همچنان قادر به ساختن کلمات معنی دار نمیباشند! متوجه میشوند به غیر از آنها افراد دیگری نیز به اسم دانشجو تو این مملکت هستند! به مقدار بسیار ناچیز از قطر ابروها کاسته میشودولی سیبیل جزیی از اعضای ثابت بدن می باشد. سر کلاس متوجه موجوداتی عجیب و غریب میشوند اما اسم آنها را نمی دانند. کماکان مسیر دانشگاه تا خانه بدون هیچ کم و کاستی طی میشود. نیمی از کتاب های ترم را میخرند و نیمه دیگر را از کتابخانه میگیرند. اگر به آنها سلام کنید در جواب زمزمه نامفهومی میشنوید با این مضمون:سلام علیکم ورحمة الله و برکاته! دو- سه بار از جلوی تریای دانشکده رد میشوند اما جرأت داخل شدن را ندارند!(استغفرالله)

ترم ۳ - به معنای واژه پسر پی می برند و با ماهیت آن موجودات عجیب و غریب آشنا می شوند. به این نکته حیاتی پی می برند که تنها استفاده WC قضای حاجت نیست!!! سوژه خنده پیدا می کنند. همه کتابها را از کتابخانه می گیرند و متوجه میشوند که تا ۴ جلسه میتوانند سر کلاس غیبت کنند. می فهمند که شهر خیلی بزرگ است و غیر از خانه شان جاهای دیگری هم دارد! تریا دانشکده تبدیل به پاتوق آنها میشود. در جواب سلام شما میگویند سلام!

ترم ۴ – با واژه BF آشنا میشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نیستند. ابروها نازک میشودو سیبیل ناپدید! در ساعت های استراحت بین کلاسها و حتی وسط کلاس ها به WC میروند!!!همیشه در دانشگاه از قسمتهای “پر پسر” عبور میکنند. شروع میکنند به پرسیدن آدرس از پسرای خوش تیپ دانشگاه! (نکته:اگر دیدید که جلوی در آموزش یه دختر ازتون آدرس آموزش رو پرسید پس: ۱- دختره ترم ۴ درس میخونه. ۲-شما خوشتیپید!! ۳ – یالا مخشو بزن دیگه چلمن!) شروع میکنن به نوشتن جزوه ! هر ۲-۳ شب یکبار به خانه میروند برای حاضری و به خاطر غر زدن های مامان بابا. (خوب پدر مادرن دیگه دلشون تنگ میشه شما به بزرگی خودتون ببخشید!) و تعویض لباس و بقیه روز ها خونه دوستشون درس میخونن! (آره جون خودت ، بیچاره پدر ، مادره خبر نداره خوابگاه دخترا بغل خوابگاه پسراست!!!!) در جواب سلام شما میگویند: سلام.چطوری؟خوبی؟

تو ادامه مطلب بقيه اش رو دنبال كنيد.جوابش هم هست البته!


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط ساهي | 9:1 | سه شنبه 1387/11/08

فقط همين.

سلام به همه ي دوستان عزيز پيام نوري!چند تا نكته ي مهم شب امتحاني دارم:

نكته 1 :  %90 دخترايي كه تو كتابخونه هاي رشت درس مي خونن پيام نوريند.به گزارش فضول نيوز و طبق تحقيات به عمل آمده از اين 90% حول و حوش 50% دارن حقوق مي خونن! نمي دونم چرا بچه هاي دانشگاههاي ديگه اينقدر مثه ما نميان.شايد اونا اينقدر درس نمي خونن!اصلا نيازي هم لابد احساس نمي كنن.بابا نمره كه دست استاد باشه ديگه خدا بده بركت!

نكته2 : ما بالاخره نفهميديم چه كار كنيم!كد مركز رشت رو بنويسيم يا تحت نظارت رو؟ ميگم خانم ما تحت نظارتيم ميگه فرقي نداره بنويس1551.خسته شديم از بي سر و ساماني. تو امتحان انديشه اسلامي 2، چند تا از بچه هاي تحت نظارت اسمشون تو ليست نبود خلاصه همين جوري رفتن سر جلسه بهشون پاسخنامه خام دادن كد مركز رو هم 1551 نوشتن در حالي كه ما كد مركزمون4275! هنوز نمره شون نيومده!در حالي كه همه ي تمام تستي ها نمره شون تو سايت هست اما…

نكته3 : اين جريان 11 به 3 چيه؟ ميشه مگه 4 تا سوال( هركدوم 2 سه قسمت دارن براي جواب) 3 نمره باشه؟ بعد 20 تا سوال تستي 11 نمره؟

نكته4:راست ميگن سايتها شايعه پراكنند! اين روزا شايعات پيام نور زياد شده.تا كور شود هر آنكه نتواند ديد!

نكته5 : اين كارگاه هم شده قوز بالا قوز.تازه از 10 بهمن دوباره شروع ميشه!هنوز  2تا كارگاه ديگه مونده، يعني 4 جلسه، يعني 1 ماه، يعني نمره ات واسه ترم تابستون ان شا الله آماده اس ديگه! يعني گندت بزنن پيام نور!يعني اگه ما اينقدر دير شروع نكرده بوديم الان تموم شده شده جلسه ها!يعني الهي دچار طوفان كاترينا بشن همشون با اين برنامه ريزي!

نكته6 : واي چقدر دستشويي هاي پيام نور بو ميده!يعني نمي خوان يه فكري به حال دست شوييها بكنن؟ بوش تمام ساختمون رو برداشته!اوففففففففففففففففففففف!

نكته 7 : الان زنگ زدم به سهبا ميگم خبري حرفي سخني نداري بنويسم؟ميگه از طرف من فقط فحش بنويس برا پيام نور واسه خاطر امتحاناش!الهي! امتحان داره 8 صبح تا 8 شب كتابخونه است.(من كه ديگه تعطيلاتمه!راحت شدم از زندگي شتري.بدون آب و غذا 10 ساعت تو كتابخونه. آخرش چيه؟افتادن با 9! ) باشه مهندس مي نويسم!نفهم!بي شعور!...!الاغ!...!....

نكته 8 : تشكر مي كنم از كتابخونه خاتم الانبيا كه تو اين 10 روز كه مي خواستيم درس بخونيم مراسم تعزيه داشتن بغل در كتابخونه! ديگه جا نبود ؟آخه عقلم خوب چيزيه!چرا مراسم رو تو سالن نبردن؟ 1 روز 2 روز هم نبود10 روز!پريشب ديگه تموم شد.تازه اونم چي؟  تموم شده بود تاسوعا عاشورا اينا تازه شروع كرده بودند!

نكته9  : امسال محرم اصلا نچسبيد.اونم به خاطر امتحانات.من و سهبا فقط عاشورا تا داناي علي و خيابون لاكاني رفتيم.تازه فهميدم دسته هاي بدون علم چقدر شبيه نخل هاي بي سرند!به جاي عكس ائمه امسال همه جا عكس ذوالجناح بود همون اثر استاد فرشچيان.زيبا، تاثير گذار و با صلابت!

نكته 10 : از كتابخونه 4 تا كتاب گرفتم ديشب از 8 تا 1 نشستم 2تاشو تموم كردم 2تا ديگه مونده.سهبا هم يه كتاب بهم داد فوق العاده بود .در بهشت5 نفر منتظر شما هستند نوشته ميچ البوم.اگه اهل مطالعه هستي از دستش نده واقعا ذهنت رو در گير ميكنه .

نكته11 : نمره ي نقشه كشي عمومي من و سهبابالاتر از اونچه كه انتظار داشتيم اومد.بعد كه دقت كرديم ديديم انگار اين درس نمره منفي نداشته.شما مي دونين قضيه چيه؟

خوب ديگه موفق باشيد تا بعد.

!! نوشته شده توسط ساهي | 8:39 | پنجشنبه 1387/11/03