تبليغاتX
㋡دختران پیام نور رشت㋡

جام بلا!!!

"هر كه در اين بزم مقرب تر است *** جام بلا  بيشترش مي دهند"

استاد صاحب دلي يه روز خطاب به ما(يك جمع پيام نوري) گفت:زندگي بلاست بايد از اين بلا ها لذت ببريم.

من ديگه از اين لذت بردن هاي مدام خسته شدم!  آخه ما يه ترم تو اين خراب شده بي موضوع شديم؟

ترم اول كه اومديم دانشگاه پیام نور رشت گفتند يه سري از بچه ها بايد برن واحد هاي تحت نظارت.در حالي كه هيچ كجاي دفترچه انتخاب واحد به اين موضوع اشاره نشده بود و اصلا معلوم نبود بر چه اساسي دانشجوها از هم تفكيك شدند.بگذريم ازاين موضوع كه خيلي كهنه و تكراريه!

ترم دوم اومديم انتخاب واحد كرديم در حالي كه هنوز هيچ خبري از نمرات ترم اول خودمون نداشتيم بعد هم جريان استادهاي جالب ترم دوم و اون امتحانات و اون وضع دادن نمرات و اون اوضاع آقاي آقايي و...  بگذريم از اين هم!

اين هم ترم سوم!! با حذف و اضافه ي  مورد دارش! تو كجاي دنيا دانشجو يه ماه مونده به امتحانات ميره حذف و اضافه؟ الان ديگه( بخواي عاقلانه فكر كني)بايد موقع حذف اضطراري باشه!

اينم از اوضاع تصميم گيري مديران ارشد دانشگاه پیام نور=

پاييز 86 ، طبقه 3 دانشگاه پيام نور رشت، من و سهبا:

آقاي  مروت پور(با عصبانيت توام با فرياد از ته جگر):همه خانوم! همه! بايد براي ICDL يه مدرك معتبر بيارند

يعني هر كي از هر جا دلش خواست مدرك بگيره بياره!بخشنامه فقط اين بود كه بايد يه مدرك از طرف دانشجو ارائه بشه.همين!

فروردين87:

بعد از گذراندن 3 دوره توي يكي از مراكز معتبر زير نظر فني و حرفه اي در فرودين 87 متوجه شديم از طرف سازمان بخشنامه ديگه اي  كه مربوط به اسفند 86 !! اومده كه همه بي خبرنن. آقاي بردبار و خانوم تاج بخش خودشون توسط آقاي معافي( مديريت اموزشگاه ماتريس نوين) از وجود اين بخشنامه مطلع شدند! عجب مسئولين  دلسوزي!! در اين بخشنامه نام 3 مركز ذكر شده بود كه مدارك اين 3 مركز قابل قبول بود و طول مدت دوره 130 ساعت قيد شده بود.يعني فني و حرفه اي رو قبول نداريم!

اوايل ارديبهشت87 ، خلاصه بخشنامه مجدد! سازمان :

ICDL   در مراكز فني و حرفه اي هم قبوله طول دوره بايد 150 ساعت باشه!

اواخر آبان 87:

ICDL  و تمامي دروس ارزشي حذفه همه برن غاز هاي خودشون رو بچرونند!

 آقاي دوستدار در جمع دختران  دانشگاه پيام نور رشت (دوشنبه 27/8/1387) افزود:

آن دسته از از غاز چراناني كه موفق به كسب مدرك فوق شده اند مدارك خويش را تحويل دانشگاه داده تا در كنار مدرك دانشگاهي مدركي مبني بر اينكه فرد نامبرده ي مفلوك مهارت هاي هفت گانه راگذرانيده است نيز به ايشان داده شود!

حالا من تو اين قضيه موندم كه مدرك فنی و حرفه ای به خودي خود  تو كل ايران زمين معتبره چه نيازي داره دانشگاه  پيام نورتائيدش كنه؟ آقاي دوستدار عزيز از اين حرفا جاي ديگه نزن ! بهت مي خندن پدر من!

ما هم اين وسط شلغم هستيم!هر كي هر بخشنامه اي داد و سازي زد باهاش مي رقصيم.آخه ما همه بيكار پيام نوريم!اگه پيام نور نباشه روزا كجا بريم؟!!!

بنابر اين تحت هر شرايطي باهاش كنار مي آييم.اصلا دانشگاه يعني فقط دانشگاه  پيام نور رشت !

 only pnu! just pnu! ILU pnu

 ما هيچ وقت اعطراز نمي كنيم! آخه ما اصلا بلد نيستيم كه اعطراز رو چطور مي نويسن!

كسي مي تونه  منو راهنمايي كنه؟

اين روزا شديدا به روان درماني احتياج دارم!

!! نوشته شده توسط ساهي | 16:58 | سه شنبه 1387/08/28

خودت مي داني و او!!

شيوانا يك روز گرم مشغول آماده سازي زميني بود.چند مرد اسب سوار به تاخت از دورنزديك او شدند. سردسته ي آنها وقتي شيوانا را ديد با صداي بلند گفت :"آهاي استاد معرفت! ما مي رويم تا يك يوز پلنگ وحشي را در دامنه ي كوه شكار كنيم!"

شيوانا پرسيد:" آيا آن يوز پلنگ به كسي آسيب رسانده است؟"

سر دسته ي سواركاران گفت:نه ولي مي خواهم سر او را بالاي سر در منزلم بزنم و از پوست آن پا دري درست كنم! تو هم اي استاد معرفت برايمان دعا كن تا موفق شويم!"

شيوانا لبخندي زد و گفت:" از دعاي من براي تو كاري ساخته نيست.اين تو و يوز پلنگ هستيد كه بايد با هم كنار بياييد!"

چند روز بعد شيوانا باز هم در همان زمين شغول كار بود كه اين بار سر دسته با عده ي كمتري از همراهانش پاي پياده و زخمي و هراسان به سمت ده باز مي گشتند.شيوانا از سر دسته پرسيد:"چه اتفاقي افتاده!؟"

سر دسته با ناراحتي گفت:"موفق شديم جفت يوز پلنگ را از پا در آوريم وبچه هايش را زخمي كنيم، اما او سر بزنگاه رسيد و چند نفر از ما را زخمي كرد.ماهم اسب و غذا راگذاشتيم و فرار كرديم.الان چند روز است كه منزل به منزل فرار مي كنيم و يوز پلنگ براي انتقام هنوز در تعقيب ماست و هر شب يكي از ما را زخمي و نا كار مي كند. اي استاد معرفت!باي ما دعايي كن كه بتوانيم از شر اين يوز پلنگ خلاص شويم!"

شيوانا نفس عميقي كشيد و گفت:"باز هم مي گويم!از دعاي من كاري براي تو ساخته نيست.اين تو يوز پلنگ هستيد كه بايد با هم كنار بياييد!"

شيوانا اين را گفت و بي اعتنا به نگاه سر در گم سر دسته و همراهانش به كار خود ادامه داد!(بر گرفته از مجله ی موفقیت شماره ی ۱۳۲)


 اصلا انگار قرار نيست ما اينجا ( يعني دانشگاه پيام نور رشت معروف!! خودمان) آب خوش از گلومون پايين بره. اون از كارگاه عمومی كه بچه ها توش گند زدن همون يه ذره آبروي داشته رو هم به باد فنا دادن.به خاطر اينكه ممكنه دچار خطرات احتمالي لورفتگي* بشم از ذكر جزييات معذورم! شديدا شرمنده!  اينم از اوضاع كلاسها.

مير مقدم كه مياد با مسايل استاتيك سک سك مي كنه! مثلا گشتاور سك سك!كوپل سك سك !فصل 3 سك سك! خيلي جالبه! در حاليكه آقاي مطلبي تا سر گشتاور تدريس كردن ايشون اواخر فصل 3 هستند و قرار 2 هفته آينده تا انتهاي مبحث خر پا امتحان بگيرن. نه به آقاي مطلبي  نه به آقاي مير مقدم! استاد فخرايي هم كه احتمالا كتاب رو تموم كرند! اين 3 مدرس رو بايد جمع كرد بخش بر 3  شايد به تعادل برسند در تدريس!

خانم جهان يار استاد درس نقشه كشي عمومی فكر كنم جزو جوون ترين اساتيد دانشگاه هستند و به گفته ي خودشون تازه از پشت نيمكت ها پا شدن. شنيده ها حاكي از آن است كه ايشون كارشناسي صنعت و معدن از دانشگاه بين المللي قزوين و فوق از دانشگاه با هنر دارند و به خاطر اوضاع نا به سامان پيام نور بسي به حال ما دل مي سوزانند! ايشون اولين استادي هستند كه من ديدم با دقت و حوصله ي فراوان به سوالات بچه ها جواب ميدن.البته من تو جلسه اول كه ايشون رو ديدم فكر كردم ديپلم نقشه كشي دارن!! آخه اصلا به قيافش نمي خوره كه سني داشته باشه!

آها! تا يادم نرفته.كيميا تو پست 12 آبان خبر شماره ي 3 نوشته بود كه:

(خبری هم شنیده ام درباره ی مشکل جدیدی که پیام نور باهاش مواجه شده و اون هم اینه که نصف بیشتر دانشجویان قدیمی شهریه های خود را واریز نکرده اند چون قرار نبوده که شهریه ها افزایش پیدا کنه و این مسئله باعث به وجود آمدن مشکل جدیدی برای پیام نور شده. البته باید تا حذف اضافه صبر کنیم و ببینیم که شهریه ها به حالت سابقشون برمی گردن؟ و چه تعداد از دانشجویان حاضرن که شهریه ی خود را واریز کنند)

 كيميا جان بايد بگم مشكل اكثريت دانشجو هاي قديمي كه شهريه خودشون رو  واريز نكردند افزايش شهريه نيست بلكه بستانكاري از دانشگاهه!

مثلا من خودم ترم قبل واحدهاي عملي رو حذف كردم و الان 79 تومن از دانشگاه بستانكاري دارم. با اين وجود بايد شهريه  اين ترم رو  تمام وكمال بدون در نظر گرفتن بستانكاري بپردازم.آخه چرا؟ تو مملكتي كه تورمش سر به فلك ميزنه پول من چرا بايد يه سال تو حساب پيام نور بخوابه؟ اصلا من اگه بدهكاري داشتم پيام نور يك سال صبر مي كرد؟ من حاضرم پولم و تو جوي آب بريزم اما به اين پيام نور ندم.سهبا هم درست همين وضيعت رو داره.

ارتباط داستان بالا با حرفهاي من:

هيچ كس برامون كاري نمي كنه الا خودمون.همه منتظريم يكي بياد قدم اول رو برداره بعد ما! تا كي؟ "خودت مي داني و او" يعني اينكه اگه هر كسي خودش رو مسئول بدونه در مقابل اين اوضاع ميشه با يه حركت دسته جمعي كاري كرد. نه اينكه هر ترم بعد از اعلام نمرات  همه شروع ميكنن به اعتراض كردن بعد ترم جديد كه شروع ميشه يادشون ميره همه چيز و همون اوضاع مزخرف ترم قبل دوباه تو ترم جديد تكرار ميشه

تفاوتها :

اون آقا مي خواست ر يوز پلنگ بگیره و ما مي خوايم از پيام نور مدرك بگيريم .

 يوز پلنگ جسم اونا رو زخمي مي كرد اما پيام نور روح ما زخمي ميكنه.

شباهت:

اونا دست به دعا شدن تا نجات پيدا كنند ما هم همينطور!

نتيجه:

نا موفق بودن عملكرد هر دو گروه!

!! نوشته شده توسط ساهي | 17:13 | دوشنبه 1387/08/20

گردهمایی دانشجویان مهندسی مدیریت اجرایی بعد از یک سال ونیم!

 امروز دانشجویان مهندسی مدیریت اجرایی گردهم اومدن تا نمایندگانی رو برای رشته خودشون انتخاب کنن.
این گردهمایی که در سالن اجتماعات برگزار شد با هدف انتخاب نمایندگانی برای این رشته بود تا اونها بتونن در راه شناخت رشتمون کمک کنن.همینجا بگم که خیلی ها فکر میکنن این نمایندگان انجمن علمی رشته مارو تشکیل میدن در صورتی که هیچ کدام صلاحیت انتخاب در انجمن رو ندارن(به دلیل اینکه بیشترشون ترم 2 هستن و تعداد واحدهای لازم رو پاس نکردن)
در این انتخابات 11 نفر شرکت کردن که نهایتآ 5 نفر انتخاب شدند.امیدوارم این 5 نفر که فعلآ نمایندگان ما هستند و قرار هست در باشگاه دانشجویان فنی و مهندسی در کنار بچه های پروژه و صنایع فعالیت کنن موفق باشن!و نماینده های خوبی برامون باشن.

پ.ن1:من امروز صبح خبر دار شدم که قرار هست یه همچین گردهمایی برگزار بشه تنها نکته منفی در این جریان همین قضیه اطلاع رسانی بود که خیلی از بچه ها نمیدونستن البته من به خیلی ها خبر دادم .خیلی ها بودن ولی خیلی هام نبودن!البته بچه ها قول دادن ایندفعه بهتر اطلاع رسانی بشه!
پ.ن2:نکته مهم این انتخابات سلامت کاملش بود که جای هیچ حرف و حدیثی باقی نموند!همه چی منظم و روی اصول بود!بچه ها خیلی عالی باهم همکاری کردن!
پ.ن3:هیچ  غیر خودی در این گردهمایی نبود!بچه ها جلو در کارت دانشجویی میدیدن بعد اجازه ورود میدادن. چند تا از بچه های یه رشته دیگه کم مونده بود گریه کنن که راهشون بدن اما بچه ها توضیح دادن که این گردهمایی هیچ فایده ای برای اونها ندارن خلاصه اوناهم زحمت رو کم کردن!
پ.ن4:نمایندگانی که انتخاب شدن بیشترشون جز انتخاب خودم بودند که واقعآ صلاحیتش رو دارن البته از یه رایم الان پشیمونم.(به دلایلی....ولی خب الان سودی نداره.امیدوارم قضیه اون چیزی نباشه که من فکر میکنم)
پ.ن5:همین جا از همه بچه هایی که زحمت تشکیل این گردهمایی رو کشیدن تشکر میکنم من یکی که همیشه حرص میخوردم که چرا رشته ما در دانشگاه هیچ نماینده ای نداره!یه بار دیگه بگم که واقعآ از همکاری بچه ها امروز لذت بردم واقعآ جای خیلی ها خالی بود که این همکاری رو ببین و......
پ.ن6:خلاصه استارت بچه های اجرایی زده شد هرچند دیر!به امید روزهای خوب!
!! نوشته شده توسط سهبا | 18:25 | شنبه 1387/08/18

تک خبر

از 87/8/16 کلاس کارگاه عمومی 1 آغاز میشود.مکان کلاس مجتمع فنی و حرفه ای شهید انصاری واقع در کیلومتر 7جاده تهران میباشد.
ما که خاطره های مزخرفی از اونجا داریم آخه ترم1 ما اونجا امتحان دادیم.الان یاد اون روزی افتادم که یه متر برف باریده بود بعد من و ساهی با اتوبوس شهر صنعتی خودمونو رسونده بودیم سر جلسه امتحان(الان اون روز یادم میاد میخوام یخ بزنم).

در مورد کارگاه 2 اینکه تا سر وسامون گرفتن کامل کلاس های کارگاه 1 تشکیل نمیشه.حداقل اینکه این هفته تشکیل نمیشه(من که کلاسم تداخل پیدا کرد به خاطر یه سری از بچه....بیخیال)

شاد باش از ستم آزاد باش!
!! نوشته شده توسط سهبا | 19:11 | چهارشنبه 1387/08/15

تبریک!

تولد حضرت معصومه بر همه مبارک باشه.
روز دختر رو به همه دخترها به خصوص دخترای گل پیام نور که لنگه شون هیچ جا پیدا نمیشه مبارک و شاد باش میگم.امیدوارم همه دخترای ایرونی به هر آرزوی که میخوان برسن.حتی اگه خیلی چیزا مانع راهمون بشه ما ثابت میکنیم خیلی کارها میتونیم انجام بدیم.
بازم تبریک میگم.این هم گل برای گل.......

!! نوشته شده توسط سهبا | 14:7 | جمعه 1387/08/10

خبر

برای اینکه آقای مطلبی ثابت کنن بابا منم چیزی از فخرایی در کنسل کردن کلاس ها کم ندارم:

 کلیه کلاسهای آقای مطلبی در مورخ 87/8/8 تشکیل نمیشود(به دلایل نامعلوم)!کلاس جبرانی متعاقبآ اعلام میشود(زیاد جدی نگیرید).خلاصه اینکه فردا کلاس نداریم!

درمورد کارگاه 2 باید بگم که گروه 1و3 که روز و ساعتش رو قبلآ گفتم برا این درس درنظر گرفته شده.(یه صبح جمعه میخوابیدیم همونم دیگه نمیشه!)

راستی دانشگاه یه نمایشگاه کتاب راه انداخته(همچینم نمیشه گفت نمایشگاه)کتابهای جالبی داره من دیروز 2 تا کتاب خریدم خیلی جالب بود.البته فکر نکنین از تخفیف دانشجویی خبری هست.حتی 1% در راه خدا که آدم بگه من مثلآ تو دانشگاهمون کتاب با تخفیف خریدم.ولی خب همینشم بد نیست توی شلوغیه کتاب فروشیهای شهر اینجا میشه با خیال راحت کتاب مورد علاقه شو خرید.کتابهای مصطفی مستور رو بهتون پیشنهاد میکنم بگیرین البته اگه دیگه داشته باشن.

موفق باشین.


!! نوشته شده توسط سهبا | 19:18 | سه شنبه 1387/08/07

و آخرین کلاس هم گروه بندی شد!

گروه بندی کارگاه عمومی 1:

گروه1 : پنجشنبه ساعت 8 تا 12

گروه2 : پنجشنبه ساعت 13 تا 17

گروه3 : جمعه ساعت 8 تا 12

گروه4 :جمعه ساعت 13 تا 17

دانشجویانی که این درس رو برداشتن برای ثبت نام از تاریخ 87/8/7 به ساختمان مادر(روبروی دانشگاه) به آقای مهردوست مراجعه کنند.

خبری از کارگاه 2 و مکان برگزاری کلاس ها ندارم.از آموزش هم نتونستم بپرسم چون کسی نبود(اصولا کارکنای پیام نور زودتر از مرغ ها میرن خونه تا بخوابن)

یه توضیحی در مورد کارگاه 1 بگم که اون ترم داشتم درس بسیار جالبیه.کسایی که این ترم فرآیند تولید برداشتن خیلی بهشون کمک میکنه چون کارگاه 1 درواقع انجام عملیه درسی هست که در فرآیند تولیدمیخونیم.درس نمره آوریه خلاصه با اینکه یه واحدهست امابرای بالا کشیدن معدل خوبه!

موفق باشین.

!! نوشته شده توسط سهبا | 18:40 | دوشنبه 1387/08/06

آسمان ریسمان!

(روی عکسها کلیک کنید تا سایز واقعیش رو  ببینید )

هر دفعه من اومدم از دانشگاه عكس بگيريم هوا ابري بود.اينم دانشگاه پيام نور رشت و صندلي هاي زيبايش!!!خداييش صندلي هاي راحتيه اما من نمي دونم چراياد توالت فرنگي مي افتم .اصلا چرا از اين نيمكت هاي دو نفره نذاشتن.كه هم راحت تره هم  قشنگ تره هم به حال و هواي دانشجو هاي ما مي خوره كه همه ما شا الله دارن زوج زوجه ميشن!! يادم افتاد جلسه تو جيهي يكي از مسئولين دانشگاه( دوستدار بود گمانم) گفت: ما اينجا وام مي ديم شهريه و  ازدواج بعد اضافه كرد  ان شا الله كه همتون به صورت زوج زوج!! از اين دانشگاه فارغ التحصيل بشيد.چه كفي زدن آقايون براش!! ما هم اولش خنديديم اما بعد بهمون بر خورد اساسي.كه يعني چي اصلا؟  اون كاميون پشت هم يعني اينكه ساخت و ساز هنوز ادامه دارد الي ما شا الله! معلوم نيست پرو ژه چند ساله(يا به عبارت صحيح تر چند قرنه) مي باشد؟

اين هم كوچه !! البته نه اون كوچه ي معروف فريدون مشيري كه ميگه:

" يادم آمد كه شبي با هم از ان كوچه گذشتيم"پر گشوديم وزان خلوت دلخواسته گشتيم"

 به دو جهت اول اينكه اگه اون كوچه بود بايد شعر به اين صورت ميشد:

" يادم آمد كه نصفه!! شبي با هم از ان كوچه گذشتيم"

چرا؟به خاطر اين  كه به لطف و مدد پيام نور اين كوچه هميشه پر از آدمه و خبري از خلوت دلخواسته نيست مگر نصفه شب!! دوم اينكه طبق تحقيقات مفصل اين جانب يك در جهنم حتما از انتهاي اين كوچه باز ميشه! باور نمي كني؟ فقط كافيه تابستون ساعت  12ظهر گذرت به اين كوچه بيفته .پس باز هم نمي تونه دلخواسته باشه. پس این کوچه اون کوچه نیست! 

 rashtpnu

الباقی ماجرا رو در ادامه مطلب ببینید(حتما!)


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط ساهي | 15:35 | شنبه 1387/08/04