شما بگین ما به چی معروفیم!؟؟
سلام... من اومدم...به قول شاعر من آمده ام وای وای من آمده ام.........
خب امیدوارم حالتون خوب باشه دوستان...و روزای بدون پیام نوری خوبی رو سپری کرده باشین!
راستی دوستان تا حالا به این فکرکردین به چی معروفین!؟منظورم اینه که دانشجویان پیام نور به چی معروفن؟
میخواین بدونین که فلان دانشجو به چی معروفه؟
دانشگاه آزاد تهران جنوب:کسی که کمتر از 10ترم درس نمیخواند.
دانشگاه شهید بهشتی:کوهنورد بزرگ!
دانشگاه آزاد تهران شمال:کسی که روابط اجتماعی فرهنگی قوی دارد.
دانشگاه امیرکبیر:کسی عاشق راهپیمایی,شعار ودردسر است.
دانشگاه آزاد لاهیجان:تبعیدی به مناطق خوش آب و هوا!
دانشگاه آزاد مبارکه:باسواد بی ادعا!
دانشگاه صنعتی شریف:کسی که بعد از فراغت از تحصیل باد دماغش میخوابد.
دانشگاه علم وصنعت:علمش یه چیزی ولی صنعتش کجاست؟
دانشگاه آزاد میبد:استاد ندیده!
دانشگاه آزاد تهران مرکز:لنگان خرک خویش به مقصد رساند.
دانشگاه تهران:آب نمیبیند وگرنه شناگر خوبی است.
دانشگاه مشهد:زائر مادرزاد!!
دانشگاه شیراز:عاشق پیشه!
دانشگاه آزاد شهر مجلسی:کسی که دانشگاه را به سربازی ترجیح داده!
دانشگاه آزاد شارجه:آفتابه لگن هفت دست ولی شام و نهار هیچی!
خب حالا شما فکر می کنین ما به چی معروف باشیم؟یا شبیه کدوم ازاین دانشجوها هستیم؟
به بهترین تعریف یک دستگاه خودرو اهدا میکنیم...باور کنین!!
دانشگاه پیام نور رشت:.................................
مدیریت پروژه
اولین موضوع در مدیریت پروژه این است که اطمینان حاصل کنیم که پروژه با محدودیتهای مشخص تعریف شده باشد.
دومین موضوع که می تواند بحث جالبتری نیز باشد ، بهینه سازی اختصاص منابع و یکسان سازی داده های مورد نیاز به منظور دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده پروژه می باشد. یک پروژه یک سری فعالیتهای کاملاً مشخص است که از منابع (مالی،انسانی،مواد،انرژی،فرصت،تدارکات وارتباطات و...) به منظور رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده استفاده می نماید.
تاریخچه مدیریت پروژه
مدیریت پروژه در زمینه های گوناگون کاربردی شامل ساختمان سازی،مهندسی ودفاعی گسترش یافته است. در ایالات متحده امریکا،پدر مدیریت پروژه، هنری گانت (Henry Gant)است که به عنوان پدر علم برنامه ریزی وروشهای کنترل نیز شناخته شده است. شهرت او به چند عامل بستگی داشته است: اول به خاطر استفاده از گانت چارت که یکی از ابزارهای کنترل پروژه محسوب می شود .دوم به خاطر همکاری با Fredrick Winslow Taylor در تئوری علمی مدیریت ودر نهایت شهرت او به علت مطالعاتش بر روی کار ومدیریت ساختمان کشتی نیروی دریائی بوده است.او در بسیاری از موارد از جمله استفاده از ساختار دسته بندی کسب وکار(WBS)وهمچنین تخصیص منابع پیشگام بوده است.
سالهای 1950به عنوان شروع مدیریت پروژه جدید شناخته شده است. در امریکا در اوایل سال 1950 پروژه ها غالبا به طور خاص براساس گانت چارت وبا روشها وابزارهای غیر رسمی مدیریت می شدند. درآن زمان دو مدل ریاضی برای جدول زمان بندی وجود داشت: 1-فن ارزیابی و بازنگری برنامه یا PERT (Program Evaluation and Review Technique ) که توسط Booz-Alen وHamilton ابداع شد.
2-روش مسیر بحرانی(CPM )Critical Path Method
این روش با مشارکت دو انجمن Du Pont وRemington Rand به منظور مدیریت پروژه های تعمیر ونگهداری طراحی شد.این روشهای ریاضی به سرعت در بسیاری از شرکتهای خصوصی گسترش یافت. در همان زمان روشهای برآورد قیمت تمام شده،مدیریت هزینه واقتصاد مهندسی توسط Hans Lang ودیگران در حال گسترش بود. درسال1965،انجمن مهندسین هزینه امریکا (که در حال حاضرانجمن بین المللی AACEمی باشد وهدفش پیشبرد علم مهندسی هزینه است)توسط اولین کاربران مدیریت پروژه وانجمن متخصصین برنامه ریزی وبرنامه زمان بندی،برآورد هزینه وکنترل زمان-هزینه تأسیس شد.AACE فعالیتهایش را ادامه داد ودرسال 2006اولین وکاملترین روش برایPORTFOLIO(اوراق بهادار)وبرنامه ریزی ومدیریت پروژه را منتشر کرد.(ساختار کامل مدیریت هزینه) در سال 1969،انستیتو مدیریت پروژهPMI)) به منظور سرویس دهی به صنعت مدیریت پروژه تشکیل گردید.فرضیه PMIاین است که علیرغم کاربردهای گسترده مدیریت پروژه در حوزه های مختلف از پروژه های صنعت نرم افزاری گرفته تا صنعت ساختمان سازی ابزار وروشهای آن مشترک هستند. در سال1981،PMI تصمیم گرفت که یک کتابچه راهنما برای شناخت مدیریت پروژه (راهنمای PMBOK)منتشر کند این کتابچه شامل استانداردها وراهنمائی های عملی است که در بحث های تخصصی کاربرد فراوانی دارد. در سال 1967،انجمن بین المللی مدیریت پروژه IPMA در اروپا تأسیس شد وآن هم به نوبه خود دستخوش تحولات وپیشرفت هائی گردید و انجمن ICB( Competence Baceline Institute)را تأسیس کرد.تاکید این انجمن بر روی تجارب قابل اعتماد،مهارت های شخصیو تشخیص صلاحیت می باشد.هر دوی این انجمن ها در حال حاضر در تهیه وتنظیم استاندارد ISO برای مدیریت پروژه می باشند.
باقی رو در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
آقايون نخونن چون اعتماد به نفسشون به صورت كاذب بالا ميره!
اين پست با همه ي پستهاي قبليم فرق داره برام خيلي جالب بود دلم نيومد نذارمش.آخه مطلبش تخيلي و در عالم واقعت حتي يه موردم تا به حال یافت نشده![]()
.
دوشنبه اول مهر:امروز روز اولي است كه من دانشجو شده ام. شماره ي كلاس را از روي برد پيدا كردم. توي كلاس هيچ كس نبود، فقط يك پسر نشسته بود. وقتي پرسيدم «كلاس ادبيات اينجاست؟» خنديد و گفت:بله، اما تشكيل نمي شه(!)و دوباره در مقابل تعجبم گفت كه يكي دو هفته ي اول كه كلاس ها تشكيل نمي شود و خنديد.
با اينكه از خنديدنش لجم گرفت، اما فكر كنم او از من خوشش آمده باشد؛ چون پرسيد كه ترم يكي هستيد يا نه. گمانم مي خواست سر صحبت را باز كند و بيايد خواستگاري؛ اما شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زياد نخندد!
دو هفته بعد، سه شنبه:امروز دوباره به دانشگاه رفتم. همان پسر را ديدم از دور به من سلام كرد، من هم جوابش را ندادم. شايد دوباره مي خواست از من خواستگاري كند. وارد كلاس كه شدم استاد گفت:"دو هفته از كلاس ها گذشته، شما تا حالا كجا بوديد؟" يكي از پسرهاي كلاس گفت:«لابد ايشان خواب بودن.» من هم اخم كردم. اگر از من خواستگاري كند، هيچ وقت جوابش را نمي دهم چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زياد طعنه نزند!
چهارشنبه:امروز صبح قبل از اينكه به دانشگاه بروم از اصغر آقا بقال سر كوچه كيك و سانديس گرفتم او هم از من پرسيد كه دانشگاه چه طور است؟ اما من زياد جوابش را ندادم. به نظرم مي خواست از من خواستگاري كند، اما رويش نشد. اگر چه خواستگاري هم مي كرد، من قبول نمي كردم؛ آخر شرط اول من براي ازدواج اين است كه تحصيلات شوهرم اندازه ي خودم باشد!
جمعه:امروز من خانه تنها بودم. تلفن چند بار زنگ زد. گوشي را كه برداشتم، پسري گفت: خانم ميشه مزاحمتون بشم؟ من هم كه فهميدم منظورش چيست اول از سن و درس و كارش پرسيدم و بعد گفتم كه قصد ازدواج دارم، اما نمي دانم چي شد يخ كرد و گفت نه و تلفن را قطع كرد. گمانم باورش نمي شد كه قصد ازدواج داشته باشم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم خجالتي نباشد!
سه هفته بعد شنبه:امروز سرم درد مي كرد دانشگاه نرفتم. اصغر آقا بقال هم تمام مدت جلوي مغازه اش نشسته بود، گمانم منتظر من بود. از پنجره ديدمش. اين دفعه كه به مغازه اش بروم مي گويم كه قصد ازدواج ندارم تا جوان بيچاره از بلاتكليفي دربيايد، چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم گير نباشد!
سه شنبه:امروز دوباره همان پسره زنگ زد؛ گفت كه حالا نبايد به فكر ازدواج باشم. گفت كه مي خواهد با من دوست شود. من هم گفتم تا وقتي كه او نخواهد ازدواج كند ديگر جواب تلفنش را نمي دهم، بعد هم گوشي را گذاشتم. فكر كنم داشت امتحانم مي*كرد، ولي شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم به من اعتماد داشته باشد!
چهارشنبه:امروز يكي از پسرهاي سال بالايي كه ديرش شده بود به من تنه زد؛ بعد هم عذرخواهي كرد، من هم بخشيدمش. به نظرم مي*خواست از من خواستگاري كند، چون فهميد من چه همسر مهربان و با گذشتي برايش مي*شوم؛ اما من قبول نمي*كنم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم حواسش جمع باشد و به كسي تنه نزند!
جمعه: امروز تمام مدت خوابيده بودم؛ حتي به تلفن هم جواب ندادم، آخر بايد سرحرفم بايستم. گفته بودم كه تا قصد ازدواج نداشته باشد جواب تلفنش را نمي دهم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم مسئوليت پذير باشد!
دوشنبه:امروز از اصغرآقا بقال 2 تا كيك و سانديس گرفتم. وقتي گفتم دو تا، بلند پرسيد چند تا؟ من هم گفتم دو تا. اخم هايش كه تو هم رفت فهميدم كه غيرتي است. حالا مطمئنم كه او نمي تواند شوهر من باشد. چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم غيرتي نباشد، چون اين كارها قديمي شده!
پنچ شنبه: امروز دوباره همان پسره تلفن زد و گفت قصد ازدواج ندارد، من هم تلفن را قطع كردم. با او هم ازدواج نمي كنم؛ چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم هي مرا امتحان نكند!
دوشنبه: امروز روز بدي بود. همان پسر سال بالايي شيريني ازدواجش را پخش كرد. خيلي ناراحت شدم گريه هم كردم ولي حتي اگر به پايم هم بيفتد ديگر با او ازدواج نمي كنم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم وفادار باشد!
شنبه: امروز يك پسر بچه توي مغازه ي اصغرآقا بقال بود. اول خيال كردم خواهرزاده اش است، اما بچه هه هي بابا بابا مي گفت. دوزاريم افتاد كه اصغرآقا زن و بچه دارد. خوب شد با او ازدواج نكردم. آخر شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زن ديگري نداشته باشد!
يكشنبه: امروز همان پسري كه روز اول ديدمش اومد طرفم. مي دانستم كه دير يا زود از من خواستگاري مي كند. كمي كه من و من كرد، خواست كه از طرف او از دوستم "ساناز" خواستگاري كنم و اجازه بگيرم كه كمي با او حرف بزند. من هم قبول نكردم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم چشم پاك باشد!
ترم آخر : امروز هيچ كس از من خواستگاري نكرد. من مي دانم مي ترشم و آخر سر هم مجبور مي شم زن اكبرآقا مكانيك بشوم.
نتیجه اخلاقی:بشین سر جات بابا کسی از تو خواستگاری نمیکنه یا همون صد نا بده آش به همین خیال باش...........!!!
![]()
گامی برای موفقیت
موفقیت "یک اتفاق نیست .شانسی به دست نمی آیدو بیش از هر چیز مستلزم هدف و نظرات خوب وطرح جزئیات است.نیل به اهداف بزرگتر و گسترده تر نیازمند طرحی بیشتر است .گاهی اوقات از برنامه ریزی وطرح امور به دلیل اینکه از عدم وجود خلاقیت و پیشرفت نگران هستیم امتناع می کنیم.اما باید بدانیم که سر انجام عمل برنامه ریزی شده به نتیجه مطلوب رسیدن است نه گرفتاری و توقف .در حالی که اقدام بدون برنامه و طرح مناسب در نهایت گرفتار محدودیت های لا ینحل خوا هد شد.مسلما" خلاقیت و ابتکار در عمل ارزشمند است .
اکثر افراد موفق معتقدند که موفقیت امری غیر قابل باور نیست ودر صورت تدبیر و برنا مه ریزی به وقوع می پیوندد.
پس با اجرای طرحی که متفکرانه جزبه جز ان مشخص شده است برای رسین به موفقیت متمرکز شویم .
"موفقیت "در واقع تصمیماتی را شامل میشود که احتمال ممکن بودن ان را در نظر می گیریم ودر ادامه انها را با تعهد و قاطعیت دنبال میکنیم.در این میان تلاش هایی را که به نتیجه نمی رسند شکست محسوب نمیشوند بلکه انها باعث رشد و کسب تجربه می شود.
بسیاری از مردم در ارزوی شغلی هستند که بتوانند در عین عشق ورزیدن به آن انجامش دهند و از ان راه کسب درآ مد کنند. هر چند این ارزو قابل تحسین و ارزشمند است با این وجود برخی از اوقات به واقعیت نمی پیوندد.اگر نتوانستیم کاری را که به ان عشق می ورزیم پیدا و پیشه کنیم راه دیگری برای رسیدن به نتیجه یکسان وجود دارد.آن این است که به کاری که در حال حاضرمشغول هستیم عشق بورزیم تا روزی که به انجام ان کاری که عشق می ورزیم مشغول شویم.
گفتم یه بارم شده یه مطلب جدی بذارم...اینو داشته باشین تا بعد...چون چند روزی نمیتونم بیام..آخه دارم میرم مسافرت...بای تا های!!
روزای بدون پیام نور
خیلی وقت بود پست نذاشته بودم آخه واقعآ وقتشو نداشتم همه زحمت ها رو ساهی میکشه....
اول اینکه این قالبی که امروز گذاشتم همیشگیه و دیگه عوض نمی شه...چیه؟ باور کن!!!!
میدونی خیلی آرامش دارم وای چه حالی داره روزای بدون دانشگاه.....هرچند سه ماه تعطیلی برابر با سه روز
پیام نور رفتن....چه برسه اینکه بخوای یه سال تحصیلی بری....خدا به داد برسه..این ترم چه آشی واسمون پختن..
راستس خبر دارین ظرفیت مرکزمون کم شده مثلآ رشته ما فقط 33نفر می گیرن!پروژه هم همین طور........
ما که خوشحال شدیم..امیدواریم تاثیری داشته باشه و با ما که مثل بچه های سر راهی رفتار میکردن
الان مثل بچه های خودشون رفتار کنن.عمرآآآآآآ!هی....
چی؟جواب اعتراض ها چی شد؟مگه نمیدونین دانشگاه چون بودجه نداره (سلف)برگه های اعتراض تقدیم شده
به بوفه برا کاغذ ساندویچ...یه بار خدای نکرده رفتی تو سلف(این ترم عهد کردم پام رو تو سلف نذارم!!)همون ترم
2بار رفتم بس بود...خدارو شکر هوام خنک میشه ما هوس بستنی نمیکنیم که توش موی گاو پیدا شه....
فکر کن موی گاو باز انسان همنوع خودته شرف داره!!!
داشتم میگفتم برگه اعتراض خودتونو دور ساندویچ دیدین تعجب نکنین!!!
دارن دانشگاه رو رنگ میکننن....نمای بیرونو.....رنگ کرم فکر کنم چون تا 10سال آینده نمی خوان این کارو کنن
کرم میزنن که مثل سفید زیاد کثیفیش مشخص نباشه......
دیگه بسه...ولی قول میدم ایندفعه زود بیام..........ولی چه حالی میده روزای بدون پیام زور
اعضای هيئت علمی چگونه اند؟!!
آدرس پست الکترونيکی: seyed_danesh@yahoo.com
سوابق تحصيلی: ليسانس حسابداری صنعتی
دکتری دانشگاه تهران مديريت صنعتی (دانشجو)
زمينه های مورد علاقه: توليد و کنترل کيفيت آماری
فعاليتهای اجرايی : عضويت گروه های آموزشی و پژوهشی دانشگاههای گيلان
تحقيقات : استاد راهنمای دانشجويان کارشناسی ارشد در سالهای 80-78
کتابها : مديريت توليد عمليات چاپ سال 76 انتشارات ديبا
راهيان دانشگاه (کارشناسی ارشد) سال 74 جهاد دانشگاهی
کنترل کيفيت آماری چاپ سال 83 دانشگاه گيلان
مقالات فارسی : فلسفه توليد بهنگام - مجله مديريت دولتی
روش فازی بررسی تصمطمات حکيمانه امام خمينی - شاهد
الگوی چاپک و ناب در SCM - کنفرانس لجستيک 83
چون طولانی بود باقی مطلب رو تو ادامه ی مطلب گذاشتم.لطفا روش كليك كنيد ببينيد چه خبره!
لازمم نیست حالا همه ی اطلاعات رو موشکافانه نگاه کنی!!
فقط تو رو خدا یه نگاه به مرتبه دانشگاهی هیئت علمی های ما بنداز! یه نگاه!
نظرت چيه حالا؟
ادامه مطلب

